تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
هجرى در وجود آمد ، و او را پدر در اول تنموجين نام نهاد و چون سيزده ساله شد پدرش درگذشت و خويشان و اتباع ازو برگشتند او مدت بيست و هشت سال پريشان حال بود ، و بعد از آن دولتش روى در ترقى نهاد چون با اونك خان كه پادشاه با كرامت بود محاربه كرد و او را مقهور گردانيد او را جنگى ( چنگيزى خ ل ) نام نهادند يعنى پادشاه بزرگ و بعد از مدتى چون با تاباك خان كه پادشاه نايمان بود محاربه كرد و ظفر يافت و توقى « برقى خ » نه پايه سفيد ترتيب داد لقب او چنگيز خان كردند و گويند او را قريب پانصد خاتون و سريت بودند ، در شهور سنه خمس و عشر و ستمأة قصد سلطان محمّد خوارزمشاه كرد ، و بعد از محاربات بسيار مظفر شد و جميع ممالك توران و أكثر ايران او را مسلم شد ، و او را چهار پسر بودند : جوجى ، و جقتاى ، و اوكتاى ، و تولى ، تمامت ولايت ممالك اروش و كوههاى التاى بجوجى داد و يرليغ فرمود كه ولايات دشت قبچاق و ممالكي كه در آن حواليست مستخلص گردانيد در تصرف آرد . جوجى به حكم إشاره بدان ولايت رفت و پيش از چنگيز خان وفات يافت ، و پادشاهى دشت قبچاق بر اولاد او ماند . ولايات سمرقند و اطراف و حوالى آن تا آب امويه بجقتاى داده و پادشاهى آن ولايت بر اولاد او ماند و وصيت كرد كه بعد ازو تخت از آن اوكتاى باشد و در رمضان سنه أربع و عشرين و ستمأة وفات يافت ، و مدت عمر او هفتاد و سه سال بود و مدت بيست و پنج سال پادشاهى كرد و او را وصايا و بيلكهاى و يا ساقها پسنديده است آن را جمعكرده كتابى ساخته‌اند ، بعد ازو پسر او اوكتاى خان بر تخت نشست و او را افا آن نام كردند پادشاه بس عاقل و عادل بود و در سخاوت بغايت . گويند أركان دولت بر افراط جود او بر او انكار كردند و او در جوابگفت پيش عالميان محقق است كه دنيا با هيچ آفريده وفا نكرد ، پس مقتضاى خرد