تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
بالش زر قرضست و غرما مطالبت مينمايند و ما از ادا عاجزيم اگر فرمان شود تا مواسات كنند بتدريج ادا كنيم ، اوكتاى گفت الزام غرما بمهلت خسارت ايشان بود و اهمال سبب اضطراب رعايا ، اولى آنست كه از خزانه ادا كنند و بفرمود تا غرماى ايشانرا طلبداشتند و آن قرضها بگذاردند ، و مدت پادشاهى او سيزده سال بود ، و در شهور سنه تسع و ثلاثين و ستمأة وفات يافت . بعد ازو پسر او كيوك خان ، چون اوكتاى درگذشت او بلشگر قبچاق رفته بود تو را كينه خاتون كه مادر او بود بلطايف حيل بمشاورت و تبديل كسى دل خويشان و امرا را بانواع تحفها و هدايا صيد كرد و ملك را در قبضه تصرف آورد و قريب سه سال تخت به حكم تو را كينه خاتون بود ، تا كيوك خان برسيد و در شهور سنه ثلاث و أربعين و ستمأة بر تخت نشست ، و مدت پادشاهى او قريب يك سال بود . بعد ازو مكا خان « منكوقاآن » پسر تولى خان بن چنگيز خان پادشاه شد ، و تولى خان كوچكترين پسران چنگيز خان بود ، و اين تولى خان منظر به غايت خوبى داشت و بدلاورى و كفايت بىنظير بود و چنگيز خان او را از همه فرزندان دوست‌تر داشتى ، و تو كر خواندى اردوها و خزاين و لشكر خاص خود را همه به دو سپرد و او را ده پسر بودند ، موركا خان قويلا خان هولاكو خان و غيرهم ، و او پيش از اوكتاى خان در سنه ثمان و عشرين و ستمأة وفات يافت . گويند سبب وفات او آن بود كه اوكتاى خان رنجور شد قايان چنان كه عادت ايشانست چيزها خوانده بودند و او را به آب در كاسه چوبين شسته توليخان چون برادر را عظيم دوست ميداشت ببالين او آمد ، او را به غايت سست يافت آن كاسه را برگرفت و گفت اى خداى جاويد تو ميدانى كه اگر گناهست من بيشتر كرده‌ام چو در فتح ولايات خلق بيشمار هلاك كردم و زنان و فرزندان ايشانرا هلاك كردم ، و اگر بواسطه خوبى و هنرمندى اوكتاى ميبرى من خوبتر و هنرمند ترم او را ببخش و مرا بعوض او ببر ، و آن آب را كه در كاسه بود بياشاميد
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 252 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي