و بيشتر اطراف مستولى شد و قصد عراق كرد سلطان ركن الدين طغرل در سه فرسنگي رى با لشگرى گران با او محاربه ميكرد ، در اثناى آن گرزى بر زانوى اسب خود زد اسب بيفتاد و او را قتلغ انبانج كه جهان پهلوان تكش بود هلاك كرد ، گويند نظام الملك مسعود كه وزير تكش بود گفت اينهمه آوازه طغرل از كجا بود كه او طاقت يكنوبت مقاومت نداشت ، و نديمى آنجا حاضر بود گفت :
نظم
ز بيژن فزون بود هومان به زور * هنر عيب كرد و چو برگشت هور
و در زمان سلطنت سلجوقيان در غير ديار روم بپايان رسيد ، و تكش بعد از فتح عراق قصد الموت كرد ، صدر الدين وزان وزير او نظام الملك مسعود را آن جا كارد زدند و او بازگرديد و بخوارزم رفت و آنجا وفات يافت ، و مدت ملك او بيست و هفت سال بود .
ششم قطب الدين محمّد بن تكش به حكم وصايت قائم مقام پدر شد و دولت او بذروه أعلى رسيد ، و بر تمامت ممالك ماوراء النهر مستولى گشت ، و قصد تركستان كرد و بيشتر را بگشود ، و بواسطه آنكه ميان او و ناصر خليفه وحشتها افتاده بود از امام فخر الدين رازى كه ملازم او بود و ديگر ائمه رخصت جست اندر آنكه خلافت آل عباس بر حق نيست و استحقاق خلافت سادات حسينى راست ، و سيد علاء الدين ترمدى را بخلافت نامزد كرد ، و او متوجه بغداد شد .
چون به دامغان رسيد شنيد كه اتابك سعد بن زنگي سلغرى به قصد عراق به حدود رى رسيده ، او با لشگرى بتعجيل براند و با اتابك با اندكى لشگر محاربت كرد و برو غالب شد ، و بجان امان داد و فارس به دو سپرد و او را باز گردانيد و خود متوجه بغداد شد ، چون بكريوه اسد آباد همدان رسيد آخر خريف بود برف و دمه عظيم بيامد و بسيارى لشگر و چهار پايان ايشان هلاك شدند ، بدان سبب مراجعت نمود .
بعد از او چنگيز خان خروج كرد او با لشگرى گران متوجه او شد و با ترار