استوار ميديد قلعه ميفرمود و فدائيان را مينشاند ، سلاطين و ملوك اطراف همواره از ايشان خايف مىبودند .
در سنه خمس و ثمانين و أربعمأة حسين قاينى را كه يكى از داعيان او بود بقهستان رفتن فرمود ، و أهل قهستان فرمان او قبول كردند ، و مدت سى و پنجسال و بقولى چهلسال برينوجه حكم كرد ، او را فرزند نبود كيا بزرگ اميد را كه از داعيان او بود قايم مقام خود گردانيد ، و او نيز مدت چهار سال حكم كرد
و بعد ازو پسرش محمّد قايم مقام پدر شد ، و سى و سه سال حكم كرد ، و بعد ازو پسرش حسن كه بعلى ذكره السّلام مشهور است مدت بيست و دو سال حكم كرد ، و بعد ازو پسرش علاء الدين محمّد بيست و دو سال بطريقهء پدر حكم راند ، بعد از آن پسرش جلال الدين حسن و او را نو مسلمان گفتندى بنابر آنكه از الحاد تبرا نموده بود ، و به حج رفته و از جادهء شرع تجاوز نكرد ، و در غزو گرچه با سلطان جلال الدين موافقت نمود و مدت حكم او نوزده سال بود
و بعد ازو پسرش علاء الدين محمّد قايم مقام او شد و باز رسوم الحاد از سر گرفت ، أما در عهد او لشگر مغول بر ايران مستولى شده بود ، و بيشتر قلاع و ديار ايشان را خرابكرده ، و او نيز بدست حاجب بمشاورت خورشاه در سنه ثلاث و خمسين و ستمأة كشته شد ، بعد ازو ركن الدين خور شاه در سنه ثلاث و خمسين قائم مقام او شد ، و بقيه حكايت او در تواريخ مغول ياد كرده شود انشا اللّه تعالى
طايفه هفتم [ ملوك چنگيز خانيان ]
چنگيز خانيان كه ممالك ايران و توران بلكه تمامت معمورهء جهانيان از انقضاى دولت خارزمشاهيان در تحت تصرف و فرمان ايشان است ، و روز بروز اغصان اين دولت نضيرتر و افنان اين سعادت برومندتر ، اميد چنان كه سلطنت اين دودمان ادوار و اطوار بىپايان از تطرق نوايب ازمان و شوايب تبدل و نقصان مصون و محروس ماند .
اول ايشان چنگيز خان پسر ميسو كاى بهادر بود در سنه تسع و أربعين و خمسمأة