چنان كه مشهور است و كلام مجيد به دو ناطق در دريا افتاد و در شكم ماهى محبوس شد تا جهانيان را معلوم شود كه صبر در همه كارها محمود است ، و عمر او صد و هفتاد سال بود .
موسى عليه السّلام در عهد وليد بن مصعب از فراعنه كه از نسل عاد بودند در وجود آمد و كهنه او را خبر داده بودند كه در اين چند سال از بنى اسرائيل فرزندى در وجود آيد كه او را هلاك كند ، و مدتى بر اينوجه فرزندان مردم را هلاك مى كردند چنان كه فرعون موكلان برگماشت تا هر فرزندى نرينه كه از بنى اسرائيل در وجود آيد او را هلاك كنند .
چون مادر موسى از عمران كه پسر يصهر بن لاوى بن يعقوب بود باردار شد و عمران پيش از وضع حمل درگذشت مادر موسى حمل را پنهان ميداشت و كس را از احوال خود واقف نگردانيد تا وضع حمل شد ، چون پسر بود بترسيد كه مبادا كسى بر آن واقف شود و در آن انديشه بخواب فرو رفت در خواب حق تعالى به دو ندا كرد كه اين فرزند را در تابوتى نه و در آب انداز و هيچ غم مخور كه ما باز او را به تو رسانيم ، و بعضى گويند به بيدارى اين معنى حق تعالى در دل او انداخت و هو قوله
« وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى
الاية »
او بموجب فرموده آنفرزند ارجمند را بشب در تابوتى نهاد و در آب انداخت آن آب را گذر در خانه فرعون بود چون صبح بدميد كنيزكان بكنار حوض رفتند تا آب بردارند تابوتى ديدند كه در ميان آب ميگرديد ، ايشان از آنحالت بترسيدند و پيش آسيه آمدند و او را از آنحال خبر كردند ، آسيه فرمود تا آن تابوت را پيش او بردند .
چون سر تابوت برداشتند پسرى ديدند نورانى و خوب صورت آسيه زنى پارسا و خداشناس بود بدان شاد شد و گفت : اين هديهايست از خدا او را برداشت و پيش فرعون برد و گفت : مردم ما را بنابودن فرزند ملامت ميكردند امشب اينچنين كودكى خوب صورت به خانه ما آورد او را بفرزندى قبول كنيم فرعون گفت مبادا