تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
به دو رسيدند خود بعذر ايشان مشغول شد و گفت « نزع الشيطان بينى و بين اخوتى » و ايشان را بنواخت و فرمود :
« لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ »
و عمر يوسف صد و بيست سال بود . و ايوب على نبينا و عليه السّلام در عهد يعقوب بود و دختر يعقوب ليا نام زن او بود روزى با أيوب گفتند سبب چيست كه حق تعالى ترا به چندين نعمت و كرامت مخصوص فرمود ؟ أيوب گفت سبب كثرت شكر و عبادت ، چون عبادت خود را در مقابلهء حق نهاد ايزد تعالى او را بانواع بلا مبتلا گردانيد تا كسى به كثرت طاعت و عبادت اعتماد نكند و بدان ننازد ، چه بارى تعالى و تقدس از همه بى نياز است . و بعضى گفتند : كه حقتعالى بابليس خطاب كرد كه چونست كه أيوب مرا اينهمه شكر و عبادت مىكند و تو بسجدهء كه فرمودم نافرمانى كردى ؟ ابليس گفت : أيوب ترا چون شكر نگويد كه او را بانواع نعمت مخصوص فرمودى پس حقتعالى به جهت الزام ابليس آنهمه رنج برو نهاد ، و او همچنان شكر و صبر ميكرد تا كار به جائى رسيد كه زبان نيز از كار باز ماند ، آندم بر خدا بناليد چنان كه حقتعالى از آن خبر داد فى قوله :
« وَ أَيُّوبَ إِذْ نادى
رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ
بنصب و عذاب » و قوله :
« أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ »
و عمر او صد و چهل و شش سال بود . يونس على نبينا و عليه السّلام حقتعالى او را به زمين بابل فرستاد تا خلق را دعوت كند ، او مدت هفت سال ايشان را به حق دعوت كرد بسخن او التفات ننمودند و بفسوس داشتند چون از ايشان بستوه آمد دعا كرد تا حق تعالى عذاب فرستد ، همين كه حق تعالى بآمدن عذاب وعده داد يونس از ميان ايشان بيرون رفت ، حق تعالى چون عذاب فرستاد ايشان يونس را طلب كردند تا به دو بگروند و از معصيت توبه كنند او را نيافتند ، ايشان به خود به حق گرويدند و از گناه نافرمانى توبه كردند ، يونس