تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
ينصحوك ، و أما طالب الآخرة فلا يصحبوك ، فاكتف بذوى الأنساب فانهم إذا لم يبغوا يكرموا . و همچنين نقلست كه چون ميان قابوس و شمگير و شيخ أبو علي سينا ملاقات افتاد قابوس از شيخ التماس ملازمت كرد ، شيخ ابا نمود ، قابوس گفت : چون دوام استفادت از خدمت صورت نمىبندد خواهم از عيون حكمت شربت فرمائي كه سبب شفا و قانون نجات من باشد ، شيخ گفت : ادويه اين شربت ده خصلت است : اول صدق در راه حق ، و انصاف با خلق ، و قهر با نفس ، و سؤال از عالمان ، و صمت با جاهلان ، و حرمت مهتران ، و شفقت بر زير دستان ؛ و نصيحت با دوستان ، و حلم با دشمنان ، و بذل با درويشان ، گويند چون شيخ بزرگوار شهاب الدين سهروردى برد اللّه مضجعه برسالت پيش سلطان علاء الدين رفت و پيغام گذارد ، سلطان ازو پرسيد چكنم كه نجات يابم ؟ شيخ فرمود : آنچه حقتعالى با همه بينيازى و استغنا از تو با تو كرد تو با همه احتياج كه به بندگان او دارى همان كن ، گويند اين سخن چنان در او اثر كرده بود كه اگر نيز در خواب بودي ازو آواز آمدى كه خداوندا مرا توفيق آن ده كه با بندگان تو همان كنم كه تو با من كردى . و در حضرت سلاطين بزرگ و ملوك بسيار دعوى فضل و دانش نكند ، و در الزام ايشان نكوشد . چه نقلست كه استاد ابو ريحان بيرونى كه در نجوم يگانه جهان و نادره زمان بود به حضرت شاه غازى محمود غزنوى حاضر شد و تمامت اركان دولت و اعيان آنحضرت بتربيت او مشغول شدند ، يكى از آنها گفت : او در علم نجوم چنانست كه هيچ چيز برو پوشيده نيست ، و سلطان از آنسخن برنجيد و گفت : آنكه برو هيچ چيز پوشيده نيست آفريدگار است تعالى . ابو ريحان گفت : كه عند الامتحان يكرم الرجل اويهان ، اگر سلطان تصديق بر دعوى ايشان ازين بنده برهان طلبد تا فضل پوشيده عيان گردد و هيچ زيان ندارد .