تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
بود ، و اگر ملوك او را ترحيب كنند و در اعزاز او مبالغه نمايند بر اهل قربت و خدم قديم ايشان تقدم نجويد ، چه اينخلق از اخلاق سفها بود و چندانكه ايشان در تقرب او كوشند بايد كه او در تعظيم افزايد أما بايد كه تملق و تضرعات و دعاى متواتر مبالغه ننمايد ، چه آن علامت وحشت و بيگانگى بود ؛ و به هيچ حال بعملى از اعمال موسوم نگردد ، زيرا كه عمل ميان لذت دنيا و نعيم آخرت حجاب شود و عاقبت الامر بمؤاخذات و مطالبات معاتب گردد . و با بزرگان سخن بكنايت گويد بىآنكه خطاب كند ، و در او از اعتدال نگاهدارد ، و اگر در صورت سخن او معانى غامض واقعشود بتمثيل توضيح آن لازم داند و تا سخنى كه با او تقرير كنند تمام نشود بجواب مشغول نگردد ، و آنچه خواهد گفت تا در خاطر مقرر نگرداند در لفظ نيارد ، و در اثناى سخن بدست و چشم و أبرو اشاره نكند مگر كه حديث اقتضا اشارتى لطيف كند . و حركات و اقوال و افعال هيچكس را محاكات نكند و سخن دقيق با كسى كه فهم او بدان نرسد نگويد ؛ و تا تواند سخن چنان گويد كه از قانون شرع و ميزان عقل خارج نيفتد ، چه اگر رعايت اينمعنى نكند و بر مزاج مستمع سخن گويد فساد بسيار از آن تولد كند چنان كه غايله آن به دو و مستمع و ساير خلق رسد ، و انديشه نكند كه اگر من سخن بخلاف مزاج او گويم مرا تمكين ندهد هر چه كه آن مستمع اگر دانا و خردمند بود از سخن پسنديده نرنجد ، و اگر نادان و احمق باشد رنجش او مفيدتر بود تا ازو دور شود ، چه در دين و چه در دنيا . مردم را هيچ چيز زيانكارتر از صحبت بىخردان نيست ، و هر كه با ايشان صحبت دارد عاقبت جز ندامت حاصلى نيابد و هو قوله تعالى :
« يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا »
. و بزرگان گفته‌اند : كه بد بودن بهتر كه با بدان نشستن ، و كوه بريدن آسان تر كه ابله ديدن . شعر :
فلا تصحب اخا الجهل و اياك و اياه * فكم من جاهل اردى حكيما حين و اخاه