چنان كه شرب قدح اشاره است بعلم فطرى كه بنده را بصفاء استعداد اولى حاصل بوده بسابقه عنايت از لى ثابت ، كه چون بصفا فطرت اولى باز رسند آن را بازيابند چنان كه فرمود : الحكمة ضالة كل مؤمن ، چه علم سبب حيات قلب است چنان كه آب سبب حيات أبدان .
و نمك اشاره است بمعنى عدالت كه تمامت اجناس فضايل و انواع اخلاق و مكارم بدان بصلاح آيد ، بلكه تمامت كمالات عقلى و فضل خلقى كه نفس بدآن نيرومند و قوى گردد و از مرتبه خويش ترقى كند بيصفت اعتدال كمال نپذيرد ، چنان كه تمامت أطعمه كه بدن بدآن نيرومند و قوى گردد جز به نمك صلاح نيابد .
و بستن ميان اشاره است بفضيلت شجاعت و تمرين نفس به خدمت كه غايت تواضع است و اساس شجاعت بر آن ، پوشيدن ازار عبارتست بفضيلت عفاف كه صورت ستر عورت و منع نفس از شهوت اصل الباب آنست و تمامت انواع ديگر تابع و مترتب بر آن .
و چون كمال علم به عمل است و معتبر در باب فتوت قدمست نه نظر لبس ازار را تكميل خوانند ، و عمل را قدم ؛ و علم را نظر ، و صاحبقدم را بسيار تفضيل نهند بر صاحبنظر ، و نظر بيقدم را هيچ اعتبار نكنند و صاحب آن را سست قدم خوانند پس معلوم شد كه اين اوضاع اشاره است به وجوب تحصيل جميع فضايل كه فتوت بحصول آن تمام شود و صلاحيت ولايت بدآن حاصل آيد .
و بدين سبب خرقه فتوت ازار است و خرقه تصوف كلاه ، چه اول قدم از فتوت عفاف است و تعلق بأسافل دارد و مبدء تصوف ترقى بعالم انوار كه تعلق بأعالى دارد ، و در تصوف حلق سر سنتست و در فتوت نيست ، چه تفتى اكتساب فضايل و احراز مكارم است كه اقتضاء وجود و اتصاف بزينت كند ، و تصوف تجريد و تفريد است كه اقتضاء فنا كند ، و ابتداء آن ازالت موانع ترقى بود ، و از اينجا معلوم شود كه نهايت فتوت بداية ولايت باشد و فتوت جزوى از تصوف چنان كه ولايت جزوى از نبوت .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 119
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص١١٩