و هيچكس نتواند بود كه بخصال فتوت محتاج نباشد ، چوبى اتصاف بدان در دنيا مذموم و ذليل بود و در عقبى مطرود و شقى ، و باتصاف بدان در اينجهان محمود و عزيز و در آنجهان مقبول و سعيد :
و مبانى و اصول فتوت كه تمامت خصال فتيان مبتنى است بر آن هشت خصلت است كه قطب دايره فتوت أمير المؤمنين عليه السّلام بدانها اشاره فرمود حيث قال : اصل الفتوة الوفاء و الصدق ، و الأمن ، و السخاء ، و التواضع ، و النصيحة ، و الهداية ، و التوبة و لا يستأهل الفتوة الامن يستعمل هذه الخصال .
و علامت كمال فتوت آنخصاليست كه چون از او سوال كردند كه كمال فتوت چيست فرمود : العفو عند القدرة ، و التواضع عند الدولة ، و السخا عند القلة ، و العطية به غير منة .
اما حاصل فتوت اتصاف بفضايل اخلاق و اجتناب از رذايل اوصافست ، و تمامت فضايل در چهار چيز منحصرند : عفت ، و شجاعت ، و حكمت ، و عدالت ، چه عفت و شجاعت و حكمة اعتدال و استقامت قواى بهيمى و ملكى و سبعى است و عدالت مسالمت و موافقت همه در كسب كمال و اعتدال واسطه ميان هر دو طرف افراط و تفريط .
پس هر فضيلتى از فضايل چهارگانه به دو رذيله محفوف بود ، چون عفت بشره و خمود شبوت ، و شجاعت بجبن و تهور ، و حكمت بجربزى و بلاهت ، و عدالت بظلم و انظلام ، و همه در تحت عدالت باشند چه عدالت سايه وحدتست در نفس چنان كه محبت سايه اوست در دل و خصايل هشتگانه كه بنياد فتوت بر آن مؤسس است هر دو خصلت از يك بابند ازين چهارگانه و چون تامل كرده آيد روشن شود كه انواع هر جنسى مبدء منتهاء آن اختيار بايد فرمود تا احاطت بجميع آن لازم آيد چه حصول اين دو نوع مستلزم حصول جميع انواع بود ، يكى بمثابت اصل و مبدء كه متتبع اخوات خويش باشد و دويم بمنزلت غايت و منتها كه مستجمع تمامت انواع آن جنس بود .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص١١٥