تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
چنان كه جوان را قوتهاى صورى و كمالات بدنى حاصل باشد و جوانمرد را صاحبدل خوانند زيرا كه فطرت انسانى چون بكمال رسد و قلب محقق شود دل خوانند ، و از اين جاست فرمود كه :
« إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ »
و چون از مقام دل ترقى كند و بتجليات صفات الهى برسد صفات قلبي ازو محو شود و بمقام روح رسد و صاحب مشاهده گردد ، بمثابت شيخ باشد ، چه شيخ آنست كه قوتهاى بدنى او ضعيف گشته باشد و سياهى بسفيدى مبدل شده و بفنا نزديك رسيده و صاحب مشاهده نيز در مقام روح بفنا نزديكشده باشد و بأنوار الهى ظلمات صفات او سفيد و منور شده و قوى و صفات او بصفات حق ضعيف و ناچيز شده ، و از اين جهة تا فتوت به نهايت نرسد بدايت ولايت حاصل نشود .

فصل دوم [ در بيان مظهر فتوت ]

در بيان مظهر فتوت ، مظهر فتوت ابراهيم عليه السّلام بود قال تعالى :
« قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ »
و او را ابو الفتيان خوانند كه او اول كسى كه از دنيا و لذات آن مجرد گشت و از ما سواى بارى عز اسمه عزلت نمود و متاعب سفر و وحشت و كربت غربت در جنب لذت محبت حقتعالى سهل و آسان شمرد و از اوطان و اقران روى بر تافت و بر كسر اصنام اقدام نمود او بود ، و سنت ضيافت و رسم جمعيت در عالم صورت او نهاد و در فتوت بمقامى رسيد كه بأمر جليل مباشر ذبح اسمعيل شد و چون وقتش بسماع نام دوست خوش شد هر چه داشت ايثار كرد چنان كه نقل است . كه چون در آخر عمر ابراهيم را مال بسيار گرديد جبرئيل از حضرت عزت سؤال كرد كه يا رب إبراهيم با چندين مال و مكنت خلعت خلت از كجا يافت ؟ حقتعالى فرمود : كه هر چند او را مال بسيار است اما دل او با ماست نه با مال و اگر خواهى امتحان كن ؛ جبرئيل به صورت مردى بر در ابراهيم آمد و بآوازى هر چه خوشتر گفت : سبوح قدوس رب الملائكة و الروح . ابراهيمرا وقت خوش شد پيش او آمده گفت جان من فداى نام دوست باد ؛
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 112 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي