عدد هفتاد آمد اشاره است بدآنكه ميان لذات بشرى و حقايق ملكوتى هفتاد حجابست و انتهاء اعمار امت بدوست يعنى چون ايشان اين هفتاد حجاب از ميان بردارند از اوصاف ترابى مرده باشند و به عين الحياة رسيده .
و هر كس كه او حق تعالى را بهر ناميكه عين در اوست همچو علي و عالي و متعالي و عليم و عظيم و سميع بخواند در هر ضيقى و رنجى كه باشد خلاص يابد ، و هر كس كه روز جمعه در وقت أذان حرف عين را هفتاد بار بر خرقه سفيد نقش كند و با خاتمى از قلعى تركيب كند و در انگشت دارد عيون حكمت برو گشاده شود و فهم برو آسان گردد أما در وقت خفتن بايد كه با خود ندارد زيرا كه خيالات بسيار بيند .
و غ حرفيست مطلق نورانى و او در اسم غافر و غفور و غفار و غني ظاهر شد ، و هر كس كه بذكر غني مداومت نمايد رزق او فراخ شود و اسباب دنيوى او بسيار گردد ، و هر كس كه بنويسد با خود دارد در تجارت سود بسيار كند .
و حرف ث سر عالم تركيبي و طور ترتيبي آمد و او در اسماء حسنى در دو اسم ظاهر شد يكى وارث و دوم باعث در وارث اشاره بفنا و انقراض عالم تركيب و در باعث اشاره بجمع آن .
و ز حرفى شريف الوضع است و در اسم عزيز ظاهر شد و عزت در وضع صورت بندد پس بارى تعالى و تقدس عزيز و بنابر آن بود كه عزت عوالم بحسب وضع و ترتيب از اوست چه عوالم را چنان مرتب گردانيد كه بعضى از بعضى استمداد كنند چنان كه :
كرهء خاك استمداد از كره آب كند ، و كرهء آب از كره باد ، و كرهء باد از كرهء آتش ، و كرهء آتش از فلك قمر ، و فلك قمر از فلك عطارد ، و فلك عطارد از فلك زهرهء ، و فلك زهره از فلك شمس ، و فلك شمس از فلك مريخ ، و فلك مريخ از فلك مشترى ، و فلك مشترى از فلك زحل ؛ و فلك زحل از كرسى ، و كرسى از
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص١٠٩