تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
بيست و پنج بار بنويسد و برابر دل خود درآويزد بر اكثر امور جليله واقف شود . و ت حرفيست كه او را در أنوار ملكوتي استقرارى و ظهورى نيست چه او در هيچ اسمى از اسماء حق ظاهر نشد مگر در منتقم و تواب و تواب نيز بحقيقت عايد است بمنتقم چه حقيقت توبه انتقام است از نفس باجتهاد و تدارك آنچه درو ظاهر شد از تقصيرات و مخالفات و انتقام حق پيوسته و با همه مخلوق نباشد بلكه با بعضي و در وقتى دون وقتي . و هر كس كه چهار بار اين آيه بنويسد كه :
« إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ذُو انتِقامٍ »
با خود نگاه دارد شيطان گرد او نگردد و مضرتي به دو عايد نشود . و ص حرفيست از حروف ملكوتي و او در صور كه حامل ارواح علويات و سفلياتست ظاهر شد و در أسماى حقتعالى بسيار است همچو صمد و صادق و صبور و مصور گويند هر كه او را شصت بار بر بطاقه نويسد بر خصم غالب شود ، و اگر صايم با خود دارد از گرسنگي ايمن باشد . و ض را شكلى در علويات همچو صاد است أما نور او را استقرارى نباشد چه ظهور او در اسم ضار است و اضرار حق در بعض اوقات بود نعوذ باللّه من غضبه . و ك حرفي استكه ظهور او در اسم ملكست و او باطن امر و باطن قلم و عرش و كرسى و صور آسماني و زمين است . و هر كس كه بيست كاف بر خاتم خود نقش كند يا بر حريرى نويسد و در زير نگين نهد سخن او به نيكي شنود و از شر جباران ايمن باشد . و حرف ش در اسم شهيد ظاهر شد و او در عرش آخر آمد چه سر توحيد آخر مرتبهء عرش است و سر او در عالم تشكيل همان سر سين است . و حرف ع اول اسرار عرش و عقل است پس او حامل اسرار عالم باشد چه عرش حامل كرسي و قلم و لوح و افلاك و ارضين است و عقل حامل روح و روح حامل نفس و نفس حامل قلب و قلب حامل جسم و قدرت حامل همه و آنكه او در