تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
است درد ار نعيم . و ح حرفيست از اسرار حياة مبثوثه در روح و او شكلى استكه حق تعالى در عالم كرسى او را بيافريد و وجود او بسر لطيفه حياة بارز شود و جهة اين معنى وجود او در لوح همچو وجود او آمد در كرسى و مرتبه او در لوح همچو مرتبه او در كرسى مگر آنكه او در كرسى اشاره است بانبعاث روح در عوالم كه قابل حياتند ، و در لوح اشاره است بانبعاث علم . و هر كس بوقت طلوع آفتاب در وقت گرما هر اسمى را از اسماى حق كه اول اوحا باشد همچو يا حى يا حكيم يا حنان يا حليم بخواند گرما در او اثر نكند و آنچه ارباب احوال بر سر آتش نشيند و روند و بدآن بازى ميكنند و در ايشان اثر نكند هم بواسطه اين معنى است . و ن حرفيستكه حق تعالي آن را از نور أمر أعلى آفريد و در اكوان مبسوط گردانيد و اصل او را در ذات عرش گذاشت و فرع او را بسفليات قسمت گردانيد و او صورتيست در عرش أما حقيقتست در أمر ، و از اينجا بود كه طرف كلمه ايجاد آمد در كن فيكون و در حروف هيچ حرف نيست كه ابتدا درو بضم كنند إلا نون و خواص آن خواهد بود . از آن جمله هر كس كه پنج نون نقش كند بر فلزى و بر كسى كه او را درد معده يا خفقان باشد بر موضعيكه درد كند در آويزد آندرد باذن حق تعالى ساكن شود . وى حرفيست از حروف كرسى ، و كرسى را پنج جهة است يكى با عرش بواسطه تلقى أنوار عرش ، دوم با فلك جهة القا اسباب حركات ، سوم با لوح بواسطهء تجلى حقايق علوم ، چهارم با صور بواسطهء استمداد ارواح مرذوات تصويريرا ، پنجم با قلم بواسطهء تلقي امر ، و كرسى را ظاهريست كه ابداع ثانيست و باطنيكه ابداع اول است و چون عوالم خمسه را درو ضرب كنند يا شود و چون يا مجموع با صور عوالم بود چون او را در نفس خود ضرب كنند صد شود كه آن عدد اسماء حقست