آن زمان خلافست .
بعضى گفتند آنوقت كه امام بر منبر رود تا گذاردن نماز كما نقل عنه عليه السّلام هى ما بين أن يجلس الامام إلى أن يقضي الصلاة .
و بعضي گفتند آن پيش از زوال است آنوقت كه مردم در ساز نماز باشند و بعضى ديگر گفتند آن بين الخطبتين است و بعضى ديگر گفتند آنوقتيكه أمام روى بمحراب آورد .
و جمعى ديگر گفتند آن زمان ركوع اولست و قومى گفتند آنوقت معين نيست هر كه خواهد كه آن را دريابد در روز جمعه بعبادت و دعا مشغول شود تا آنوقت را دريابد .
و بعضي گفتند آنوقت غروب آفتابست از روز جمعه و اين ضعيف از بسيارى از علماى شريعت و اهل تقوى شنيده است كه اين قول را ترجيح نهادهاند و يكى از ايشان گفت مرا در اول جوانى بيمارى بسيار بودى چون اين نقل به من رسيد من هر روز آدينه بوقت غروب آفتاب دعائيكه منقول است و مشهور بدعاى سمات مى خواندم چون دعا تمام شدى آفتاب فرو رفتى و مراد دنيوى بجز اين نبودى كه بدن مرا صحيح دارد كه مرا طاقت تحمل زحمت مرض نيست از آن روز تا امروز كه قريب به شصت سال است ديگر رنجور نشدم و آندعا هر چند كه مطول است أما در آخر اين قسم ايراد كنيم إنشآء اللّه تعالى .
و در كتاب تحفه در ادعيه آمده است كه چون آفتاب گرفته شود بوقت زوال پيش از گذاردن فريضه هر دعائيكه كنند مستجاب شود و هم در آنجا مذكور است كه در روز چهارشنبه ميان نماز پيشين و نماز ديگر مستجاب گردد به شرط آنكه همان دعا روز دوشنبه و سه شنبه خوانده باشد .
و شيخ كامل سعد الدين حموى ( ره ) در كتاب زبده آورده است كه هر كه در شب چهاردهم ماه در آن وقتى كه ماه بميان آسمان برسد وضو بسازد و دو ركعت نماز بگذارد و هرچه خواهد از قرآن در او بخواند و بعد از سلام اين دو آيه از يس
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 573
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٥٧٣