ذلك من الايات و الاحاديث الدالة على فوايد الادعية
و جمعى گفتند دعا ناكردن بهتر است از كردن و تمسك ايشان چند وجه است :
اول آنكه در دعا مطلوب دنيا باشد يا آخرت ؛ نشايد كه مطلوب دنيا بود چه دنيا قدر آن ندارد كه آن را عقلا از حضرت حق تعالى طلب كنند . و نشايد كه آخرت باشد زيرا كه اگر آخرت حظ خود است طالب حظ خود طالب نباشد و اگر طلب حق است او را بطلب نتوان يافت پس طلب تعب باشد .
دويم آنكه حق تعالى عالم است و قادر و آنچه مطلوب بنده است مصلحت او در آن باشد كه بىسؤال بدهد و اگر مصلحت او در آن نباشد اگر سؤال كند و اگر نكند بايد كه ندهد .
سيم آنچه به نسبت با بنده اصلح است بر حق واجبست يا نه ، اگر واجب بود خود بدعا چه حاجت و اگر نباشد نشايد كه غير اصلح واقع شود چه حق تعالى بنده را از شر و فساد نهى فرمود پس بطريق اولى آنچه فساد بنده در آن بود او نيز نكند و حينئذ ناچار آنچه به دو اصلح باشد بدهد اگر طلب كند و اگر نكند .
چهارم آن كه مطلوب بنده عند اللّه معلوم الوقوعست يا معلوم اللاوقوع اگر معلوم الوقوع باشد خود بيدعا حاصل شود و اگر معلوم اللاوقوع باشد آن محال بود اگر دعا كند و اگر نكند و اينوجوه ضعيفند .
اما اول بنا بر آن كه گوئيم كه شايد مطلوب دنيا بود تا آن را وسيله آخرت سازد و لئن سلمنا چرا نشايد كه مراد آخرت بود و لا نسلم كه حقرا بطلب نتوان يافت .
و اما دويم و سيم بنا بر آن كه دادن آنچه مصلحت بنده در آنست بر حق تعالى واجب نيست و لئن سلمنا چرا نشايد كه مصلحت و عدم مصلحت بنده به نسبت با مطلوب هر دو يكسان بود .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 570
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٥٧٠