تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
و اما چهارم بنا بر آن كه علم حق تعالى تابع معلوم است يا خود گوئيم كه معلوم الوقوعست به شرط دعايش تا شرط حاصل نشود مشروط متحقق نگردد .

فصل دوم در بيان اوقات دعا و امكنه كه دعا را نشايد

بدان كه در اجابت ادعيه اوقات و ازمنه را مدخلى هرچه تمامتر است و هر قومى وقتى اختيار كرده‌اند عنانيه گفته‌اند دعا بعد از اجتماع و استقبال بايد كرد . و صائبه گفتند وقت اقتران راس و مشترى يا مقارنه هر كوكبى كه باشد با كف الخضيب و ابو الحسن بيهقى در ذخاير الحكمة آورده است كه بهترين وقتى از براى دعا آنست كه مشترى مقارن كف الخضيب باشد . و رأس و قمر نيز مقارن يا متصل و طالع وقت بايد نوزدهم درجه سرطان يا سيم درجه حمل عاشر باشد و اگر بيست و نه درجه سرطان طالع باشد پانزدهم درجه حمل عاشر باشد . و اگر سيم درجه اسد طالع باشد بيست و يكم درجه حمل عاشر باشد پس اگر نوزده درجه سرطان آغاز دعا كند تا اينوقت تمام شود بغايت محمود باشد و در وقت مقارنه زهره و زحل از دعا احتراز بايد كرد و بهترين وقتى آنباشد كه مشترى و رأس قران كنند و در عاشر يا تاسع باشند و مشترى راجع بود يا در سير با رأس موافق باشد . و زهره در طالع يا رابع و از نحوس ساقط و پيش يهود چون قمر از استقبال منصرف شود و بسعدى متصل باشد وقت اجابت دعا بود و بهترين استقبال آن بود كه قمر در ميزان باشد و آفتاب در حمل ببيست و يك درجه و پيش نصارى وقتى كه قمر از مشترى منصرف شود و برأس متصل گردد بهترين اوقات دعا است .