تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
و بعضى گفتند دوران اعم است چه دوران در اتفاقيات صادق است بدون ملازمه و حق آنست كه ميان اين هر دو عموم و خصوص من وجه باشد چه ملازمه بدون دوران صادق است در صورتى كه معلول ملزوم باشد و علت لازم و دوران بدون ملازمه صادقست در اتفاقيات و صدق هر دو با هم خود ظاهر است و مناقضه منع مقدمه معينه است از مقدمات دليل معلل يا جميع آن . چنان كه گويند صغرى يا كبرى يا مجموع آن ممنوعست و معارضه اقامت دليل است از سايل بر خلاف آنچه خصيم اقامه كرده باشد . و حينئذ آن دليل كه معارض اقامت كند يا عين دليل معلل باشد همچو مغالطات عامه و آن را قلب خوانند يا غير آن . و حينئذ اگر صورت او به مثل صورت آن باشد چنان كه هر دو از شكل اول باشند آن را معارضه بالمثل خوانند و اگر نه معارضه بالغير . مثال قلب چنان باشد كه معلل گويد : مسح ركنيست از وضو بايد كه در او اكتفا باقل ما يطلق عليه اسم المسح نكنند قياس بر غسل وجه سايل گويد مسح ركنيست از وضو پس بايد كه مقدر بربع نكند قياس بر غسل وجه ، و مثال معارضه بالمثل : چنان كه چون معلل گويد قرائت فاتحه در نماز واجبست بنابر تحقق مقتضى و انتفاء مانع چه هرگاه كه مقتضى چيزى محقق باشد و مانع او منتفى ، آن چيز متحقق شود . اما بيان الجزء الاول من الصغرى فلقوله عليه الصلاة و السلام لا صلوة الا بفاتحة الكتاب و اما بيان الجزء الثاني فلانه لو كان المانع متحققا يلزم التعارض و هو خلاف الاصل لاستلزامه الترك باحد الدليلين و الاصل فى الدليل الاعمال لا الاهمال كما ذكرتم و مثال معارضه بالغير چنان كه چون مستدل گويد : زكات در سائمه