ترقيق و تفخيم جايز داشته است .
و بعضى ضاد را بحروف ثلثه مذكوره الحاق كنند همچو در فى ضلال و الضلاله و ان الفضل و مانند آن بنابر آن كه ضاد حرف مستعلى است همچو آن هر سه پس بايد كه هرچه آنها را ثابتست او را نيز ثابت باشد
و همچنين متفقاند در تفخيم لام اللّه وقتى كه ما قبل او مفتوح يا مضموم باشد و اللّه و رسل اللّه و قالوا اللهم و مانند آن و در ترقيق او با كسره همچو بسم اللّه و الحمد للّه و قل اللهم و مانند آن .
فصل نهم در استعاذه و تسميه و فاتحه
جميع قراء متفقاند اندر آن كه استعاذه پيش از قرائتست و از ابو هريره و نخعى و ابن سيرين و داود بن على نقلستكه بعد از قرائتست
تمسكا به ظاهر قوله تعالى و اذا قرئت القرآن فاستعذ و جواب اين در علم تفسير گفته شد ،
و مختار آنست كه صورت او بر آن وجهست كه در سوره نحل آمده است و اگر كسى جهة تنزيه چيزى بر آن زياده كند چنان كه اعوذ باللّه السميع العليم جايز باشد و تمامى اين بحث هم در علم تفسير ياد كرده شد و مشهور در پيش قراء در استعاذه اجهار است .
و صاحب تيسير آورده است كه نافع استعاذه در جميع قرآن باخفا ميكرد و حمزه در اول فاتحه بجهر و در بقيه قرآن باخفا .
و صاحب شاطبيه اين تفصيل ذكر نكرده بلكه گفت نافع و حمزه اخفامى كردند و خلاف است اندر آن كه چون سوره تمام كرده باشند و خواهند كه سوره دگر خوانند تسميه بينهما سنتست يا نه .