و بعضى بتخفيف يا و بعضى بقلب همزه با ها و قرائة قنبل در صراط هر جا كه آمده است بسين است ،
و قرائة خلف در همه جا با شمام صاد بزاى و خلاد در صراط اول كه فاتحه است اشمام جايز داشته است و بس و در بواقى بصاد صريح و بقيه قرآء در همه مواضع بصاد صريح خواندهاند
و قرائت حمزه در عليهم و اليهم و لديهم هر جا كه آمده بضم ها است چه ها در اصل مضموم است همچو :
هو و منهم و عنهم بخلاف فيهم و ايديهم و هر جا كه ما قبل ياء مكسور باشد و پيش بقيه قرا كسره است و سكون ميم .
و پيش ابن كثير و قالون مع خلاف عنه آنست كه چون ميم جمع پيش از حرف متحرك واقع شود ميمرا مضموم كنند باشباع چنان كه واوى متولد شود و قالون تخيير كرده ميان تحريك و اشباع چنان كه مذهب ابن كثير است و ميان اسكان ميم چنان كه مذهب بقيه قراست و پيش ورش آنست كه آن حرف متحرك اگر همزه قطع باشد همچو در سواء عليهم ، انذرتهم و همچو منهم اميون و على ذلكم اصرى ضم و اشباع بايد كرد چنان كه مذهب ابن كثير است و پيش بقيه قرا اسكانست و حذف واو از براى ايجاز
و جميع اتفاق كردهاند اندر آن كه اگر ميم جمع پيش او حرف ساكن واقع شود چنان كه منهم المؤمنون و انتم الاعلون ضم باشد بىوصل واو .
مگر ابو عمرو كه پيش او آنست كه اگر ما قبل ها كه پيش از ميمست مكسور بود چنان كه و تقطقت بهم الاسباب ، يا خود يا ساكن باشد چنان كه كتب عليهم القتال ميمرا مكسور بايد كرد تا حركت ميم تابع ها باشد .
و پيش حمزه و كسائى آنست كه هاء مذكور در حالت وصل مضموم بايد و در
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 517
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٥١٧