اهل الاداء .
آنچه حمزه باماله آن متفرد است جأ و شأو زاد و ران و خاف و خاب و طاب و حاق و زاغ و زاغوا در سورة الصف لا غيره .
و كسائى و ابو بكر با او موافقت كردند در بل ران لا غير و ابن ذكوان با او موافقست در جاء و شاء هر جا كه واقعاند و در فزادهم در اول بقره .
و بروايتى ديگر هر جا كه واقعست باماله انا اتيك در دو موضع در سوره نمل و در اصغافا در سورهء نساء و از خلاد درين هر سه خلاف منقول است .
و ابو عمرو و كسائى هر الفى را كه بعد از او راء مجرور واقعست اماله كرده اند بروايت دورى همچو :
على ابصارهم و آثارهم و بقنطار و بدينار و الابرار و مانند آن . و آنچه هشام متفرد است باماله آن قوله تعالى مشارب در ياسين و من عين اينه در غاشيه و عابدون در سه موضع در سورهء كافرون لا غير . و آنچه ابن ذكوان متفرد است به اماله آن عمران و المحراب است هر جا كه واقعند و من بعد اكراههن در سورهء النور و الاكرام در دو موضع از سورهء الرحمن .
فصل هفتم در مذاهب ايشان در راآت
بدانكه ورش هر رائى كه پيش ازو كسره از نفس كلمه با يأ ساكنه واقعست ترقيق كردهاند همچو :
الاخرة و فاقرة و ناظرة و تبصرة و المدبرات و من قطران و مانند آن و همچو الخيرات و حيران و غيركم و المغيرات و الفقير و خبيرا و بصيرا .