پيش ابن كثير و عاصم و كسائى و قالون سنت است اما پيش ابن كثير و عاصم و كسائى بنابر آن كه تسميه در اوايل جميع سور آيتى است از سوره .
و اما پيش قالون تنبيه بر انقضاء سوره و پيش حمزه وصل سوره بسوره ديگر افصحست چه جميع قرآن پيش او در حكم يكسوره است ،
و پيش ابن عامر و ورش و ابو عمرو تخيير است ميان وصل و سكوت و آن سكوت گفتهاند بايد كه اندك باشد چنان كه مؤدى نشود باعراض از تلاوت قرآن
و بعضى گفتند در هر سوره كه در او ابتدا به ويل است يا بنفى همچو ويل للمطففين و لا اقسم ذكر تسميه بينهما اولى است تا ابتدا بويل و نفى نباشد و باتفاق قراء چون قارى ابتدا بسوره كند بىوصل به ديگرى تسميه سنتست مگر در سوره براءة كه از ابن عباس نقلست كه گفت از امير المؤمنين عليه السّلام پرسيدم چرا در اول برائت بسم اللّه نيست ؟
فرمود بنابر آن كه بسم الله امان است و در سورهء برائة امان نيست بلكه در اوامر است بقتال
و جميع قرا الحمد لله خواندهاند بضم دال و كسر لام و در قرائت شاذه الحمد لله بنصب آمده است بتقدير اخصّ و مانند آن و به كسر دال جهة اتباع حركت لام و بضم لام جهة اتباع حركت دال و در مالك يوم الدين پيش حمزه و كسائى اثبات الف بهتر است چه زيادتى حرف دليلست بر زيادتى ثواب و پيش بقيه قراء ملك بهتر است چه درو مبالغه بيش است و حق تعالى خود را بهر دو نام خوانده است :
فى قوله تعالى قل اللهم مالك الملك و قوله فتعالى الله الملك الحق
و در قرائة غير مشهوره بنصب كاف خواندهاند .
و بعضى ملك گفتهاند به سكون لام .
و بعضى ملك بفعل ماضى و نصب يوم و قرائت در اياك نستعين كسره همزه است و تشديد يا و در قرآئة شاذه بعضى بفتح همزه و تشديد ياء خواندهاند .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 516
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٥١٦