تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
و در بعض روايات چنين است كه : انزل القرآن على سبعة كلها شاف كاف لكل آية منها ظهر و بطن و لكل حد مطلع و خلافست اندر آنكه احرف سبعة اين قرائت مشهوره است يا نه ابو العباس المهدوى و أبو محمّد المكى و ابن جرير الطبرى و ابن شريح و بسيارى از اهل علم بر آنند كه اين قرائة سبعة جمله يكحرفند از آن حروف مرخصه و آن حرفيست كه عثمان بعد از جمع مصاحف باتفاق صحابه بر آنوجه نسخها نوشت و به اطراف فرستاد و شش حرف ديگر را از ترس كثرت اختلاف اسقاط كرد و آن شش حرف اكنون بحسب اينقول در حكم منسوخند . و جمعى ديگر بر آنند كه اينقرائت سبعه همان احرف مرخصه‌اند چه امرى كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بواسطه اهتمام بدان چند نوبت جبرئيل را مراجعت با حضرت عزت فرموده باشد و در مسئلت آن مبالغه نمود و بدان نصوص بسيار وارد شده چنانچه قريب به تواتر باشد چون توان گفت كه باجماع بعضى از صحابه منسوخ شد و طايفه اولى بر آنها ايراد كنند كه اگر قراآت سبعه همان احرف مرخصه باشد . پس در جمع عثمان مر مصاحف را و امر به مصحفى معين فايده نماند و نيز قرائة غير سبعه از هفتاد زياده است . و رتبه قراء انها زيادت از قراء سبعه . و حينئذ تخصيص احرف بدينقرائت سبعه ترجيح مرجوح باشد . و جواب از اول آنست كه فايده جمعكردن مصاحف و امر به مصحفى آن باشد كه كسى در آنجا مدخل نتوان ساخت و زياده و نقصان و تغيير و تبديل نتواند كرد . و از دوم آنكه ترجيح مرجوح وقتى لازم آيد كه قرائت سبعه اقرب به صحت و اكثر به روايت و اصح باسناد نبودندى و حق آنست كه مراد با حرف لغاتست چنان كه ياد كرده شد نه بدان معنى كه در هر كلمه از كلمات قرآن اين هفت لغت
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 496 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي