يافت و راويان او يكى عمرو بن عبد الرحمن مكى مخزومى بود كه مشهور است اكنون به قنبل و در مكه سنه ثمانين و مأتين وفات يافت .
دوم ابو الحسن أحمد بن محمّد المؤذن المكى المشهور ببزى و اين نسبت است با بزه كه پدر پنجم او بود و او در مكه سنه اربعين و ماتين در ايام خلافت متوكل وفات يافت و ايشان هر دو ازو قرائت نقل كردند بواسطه اما قنبل از احمد بن محمّد بن عون القواس اخذ كرد و قواس از وهب بن واضح و وهب از اسمعيل بن عبد القسط و اسمعيل از شبل بن عباد و معروف و اين هر دو از ابن كثير و اما بزى از عكرمة بن سليمان و عكرمه از شبل بن عباد و اسمعيل بن عبد اللّه بن قسطنطين و اين هر دو از ابن كثير .
قارى سوم [ ابو عمرو بن العلا بصرى ]
امام اهل بصره ابو عمرو بن العلا بصرى و در اسم او خلافست ، اصمعى گفت ازو پرسيدم نام تو چيست گفت زيان و بعضى گفتند يحيى و بعضى گفتند عيينه و بعضى گفتند عثمان و بعضى گفتند محبوب و بعضى گفتند خالد و مبرد گفت اسم او كنيت او بود .
و از اصمعى نقلست كه گفت :
لم ترعيناى مثل ابى عمرو بن العلا و گفت اذا جلست اليه خيل لى انى قد جلست الى بحر لا يدرك جانباه
و عمر او هشتاد و چهار سال بود و بقول اصمعى هشتاد و شش و در كوفه سنه اربع و بقولى سنه سبع و خمسين و مائه در ايام خلافت منصور در گذشت .
و راويان او يكى أبو عمر حفص بن عبد العزيز بن صهبان الازدى بود كه بدورى مشهور است و دور موضعيست ببغداد در جانب شرقى و او نود و شش سال بزيست و در سنه ست و اربعين و مأتين درگذشت .
و دوم أبو شعيب صالح يا صباح بن زياد بن عبد اللّه بن اسمعيل سوسى و