صنف و سهم عامل ساقطست .
پنجم بند كان مكاتباند كه با مالكان آزادى خود را باداى مالى معين در مدتى معين معلق دارند چون در آن مدت آن مال را ادا كنند آزاد شوند و به مذهب صادق عليه السّلام در حال غيبت امام بندگانى كه در سختى باشند هم در اين صنف داخلاند .
ششم آنها كه به غير معصيت وام دار شده باشد .
هفتم سبيل اللّه است كه آن بمذاهب أربعه اعانت غازيان و حاجيان است و به مذهب صادق عليه السّلام بناى پلها و عمارت مسجدها هم از اينصنف است .
هشتم ابناء السبيل يعنى آنها كه در غربت محتاج شده باشند هر چند در شهر خود توانگر باشند و به هاشمى زكات نتوان داد و بمذهب صادق عليه السّلام اگر زكات دهنده هاشمى بود شايد كه به هاشمى دهد و نيز اگر خمس بمؤنت هاشمى كفايت نكند هم شايد داد و چون مذاهب معلوم شد جمع كردن ميان همه آسان باشد .
فصل سوم در زكات زر و سيم
اما نصاب زر بيست دينار خالص است و در كمتر از آن در اول هيچ چيز واجب نيست و در بيست دينار نيم دينار واجب شود كه ربع عشر نصاب باشد و چون از آن زياده شود بمذهب أبو حنيفه آن زياده تا چهار دينار نشود به حساب ربع عشر دادن چيزى واجب نشود .
بمذهب ديگران هرچه زياده شود بر آن به حساب ربع عشر زكات واجب گردد و نقره چون به دويست درم برسد پنج درم واجب باشد و زياده تا چهل درم عفو است به مذهب أبو حنيفه و بمذهب شافعى و مالك و احمد هرچه زياده شود بر دويست درم به حساب ربع عشر زكات واجب گردد و مذهب عليه السّلام صادق در زر و سيم موافق مذهب أبو حنيفه است .