سه ساله كه پاى در چهار نهاده و در هر چهل يك شتر ماده دو ساله پاى در سيم نهاده واجب باشد دائما
در كمتر از سى گاو چيزى واجب نيست و چون بسى رسد گاوى نر يا ماده يك ساله كه پاى در دوم نهاده واجب شود و چون بچهل رسد گاوى دو ساله پاى در سيم نهاده و چون به شصت رسد دو گاو يك ساله پاى در دوم نهاده واجب شود و چون از شصت در گذرد واجب متغير شود و در هر سى گاو يك ساله پاى در دوم نهاده و در هر چهل گاو دو ساله پاى در سيم نهاده دائما بدهد و درين خلاف نيست
و در كمتر از چهل گوسفند چيزى واجب نيست و در چهل يك گوسفند واجبست تا صد و بيست و در صد و بيست و يك دو گوسفند تا دويست و در دويست و يك سه گوسفند و در چهار صد در هر صد گوسفندى واجب شود مادهء يك ساله پاى در دوم نهاده . و در اين نيز خلاف نيست
و بقولى از أبى حنيفه در اسب اگر نر باشد و اگر ماده زكات واجبست .
و بقولى ديگر در ماده تنها و صاحب اسبان مخير باشد ميان آن كه هر اسبى را دينارى بدهد و ميان آنكه اسبان را قيمت كند و ربع عشر قيمت بدهد .
فصل پنجم در زكات آنچه از زمين بيرون آيد
بمذهب أبو حنيفه در هر چه از زمين برآيد و به آب و باران يا رودخانه يا مثل آن پرورش يابد از اندك و بسيار تا به خيار و خربزه و انجير در وى عشر واجبست بىاعتبار شرط نصاب يا خشك كردن جز در هيزم و كاه و نى و مانند آن و نيشكر در وجوب داخلست . و هر چه بدولاب آب خورد نصف عشر بدهد و در عسل نيز پيش او عشر واجبست بىتقدير نصاب و پيش احمد وقتى كه به هشتاد من شرعى برسد .