اول اصناف فقرا اند .
دوم مساكين و خلاف كردند اندر آنكه كدامين از ايشان بد حال ترند بعضى گفتند فقرا جهت آنكه حقتعالى در آيه ابتدا بديشان كرده و نيز رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از فقر تعوذ كرد آنجا كه فرمود :
اللهم اعذنى من الفقر ، و مسكنت در خواست آن جا كه فرمود :
اللهم احينى مسكينا و امتنى مسكينا و احشرنى فى زمرة المساكين
و نيز حقتعالى كسانى را كه مالك كشتى بودند مساكين خواند آن جا كه فرمود اما السفينة فكانت لمساكين .
و بعضى گفتند مساكين بد حالترند زيرا كه حقتعالى فرمود مسكينا ذا متربة و نيز فقير را تأكيد بمسكين كنند چنان كه گويند فقير مسكين بدون عكس و باتفاق مذاهب اربعه فقرا بدحالترند از مساكين .
چه بعضى ميگويند فقرا آنهااند كه مالك هيچ چيز غير كسوه و نفقه نيم روزه نباشند و قدرت كسب كردن ندارند و مساكين آنهااند كه مالك چيزى كمتر از نصاب باشند غير اثاث و ما لا بد خانه و بر كسب قادر باشند و ليكن دخل ايشان كمتر از خرج باشد .
و بعضى ديگر گفتند فقرا آنهااند كه مالك هيچ چيز نباشند و قوت كسب ندارند و سؤال نكنند و مساكين آنهااند كه بر درها گردند و بمذهب صادق عليه السّلام چون جايز است كه مجموع را بصنفى دهند و در فرق ميان اين دو صنف زياده فائده نباشد و مراد به فقرا و مساكين بدين مذهب آنهااند كه مال ايشان از مؤنت تا يك سال قاصر باشد و بر كسب قادر نباشد .
سيم عاملان كه از جهت امام زكات و عشور و خراجها را جمع كنند .
چهارم مؤلفه قلوب از براى آن تا دلهاى ايشان بر اسلام و احكام آن جمع شود و اينقوم بمذهب أبو حنيفه بعد از عهد رسول صلّى اللّه عليه و آله به كلى ساقطاند و پيش سه ديگر در بعضى بلاد ديگر موجودند و بمذهب صادق عليه السّلام در حال غيبت امام سهم اين
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 481
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٤٨١