و بمذهب شافعى و مالك و قولى از احمد جز در خرما و مويز و حبوبى كه به اختيار قوت را شايد همچو گندم و جو و برنج و ارزن و جاورس و باقلا و عدس و ماش و نخود زكات واجب نيست .
و در اينها چون پاك كرده بپنج وسق كه شصت من باشد رسد عشر يا نصف عشر واجب بود .
و بقولى ديگر از احمد در ابازير همچون كه زيره و كشنيز و كرويا « 1 » و بزركتان و كنجد و تخم خيارين و تخم رشاد و تخم قرطم و همه ميوهاى خشك كرده همچو مشمش و بادام و فندق و زيتون و در پنبه و زعفران نيز چون به نصاب رسد زكات واجبست .
و بمذهب صادق عليه السّلام جز در گندم و جو و خرما و مويز زكات واجب نيست و نصاب پيش او پنج و سقست و هر وسقى شصت صاع و هر صاعى چهار مد و هر مدى دو رطل و ربعى برطل عراقى كه مجموع آن دو هزار هفتصد رطل عراقى باشد و در غير گندم و جو و خرما و مويز از غلات و حبوب در مال تجارت بمذهب او زكات سنت است پس احتياط آن باشد كه مكلف از جميع حبوب و غلات و ارباح تجارات و اسبان و غير آن از مذكورات زكات بدهد چه اگر واجب است از مظنه عقاب بيرون آيد و اگر سنت است كرامت و ثواب بايد .
فصل ششم در خمس
بدانكه در هفت چيز بمذهب صادق عليه السّلام خمس واجبست :
اول غنائم دار الحرب و اگر چه اندك باشد .
هامش
( 1 ) كرويا بضم كاف وراء از جنس زيره است و در خاصيت مانند آن و تخم رشاد شبيه تره تيزك است و قرطم كافشه يا گاجيره است و خيارين ظاهرا تصخيف از جر جير و مانند آن است