مگر از قرآن و دعا كه قصد بدان مجرد تفهيم نباشد و حرفى واحد اگر مفهم باشد و حرفى كه بعد از او مدّت باشد « 1 » و سكوت طويل و اكل و شرب و بازپس نگريستن و قهقهه و دعاء حرام و گريه از براى امور دنيوى و فعل بسيار كه بر سبيل عادت آن را كثير خوانند و به نماز تعلق نداشته باشد و زيادتى ركنى چنان كه ركوعى زياده كند يا سجدتين و غير آن و دست بر هم نهادن خواه دست راست بر پشت دست چپ نهد و خواه بر عكس آن و آمين در گفتن فاتحه و سلام گفتن در تشهد اول بهر وجه كه باشد .
پس احتياط آن باشد كه در نماز از جميع اين امور كه ذكر كرده شد احتراز نمايد و چون دست بر هم نهادن پيش هيچ يك از مجتهدان فرض نيست بلكه پيش مالك نيز فرو مىبايد گذاشت و از صاحب شريعت هر دو نقل افتاده دست بر ننهد و اگر خواهد چنان كند كه كسى نتواند دانست كه او دست بر هم نهاد يا نه سرهاى آستين بر هم نهد و آمين نگويد چون آمين گفتن پيش هيچ كس واجب نيست .
فصل هشتم در فرايض نماز
بدانكه پيش ابو حنيفه در نماز شش چيز فرض است اول تكبير افتتاح و آن اللّه اكبر گفتن است و اگر بجاى اللّه اكبر اللّه اجل يا اللّه اعظم يا الرحمن اكبر يا ترجمه آن بزبانى ديگر بگويد پيش او جايز بود .
دوم قيام اگر قادر باشد و اگر نه نشستن بجاى آنست و اگر نشسته نتواند خفته .
هامش
( 1 ) در خصوصيات كلام مبطل نصى از آن حضرت عليه السلام نرسيده است بلكه تلفظ مطلق كلام آدميين را مبطل فرموده و اداى يك حرف در عرف مردم كلام نباشد چون كودك به زبان نيامده و گنگ مادرزاد و بعض حيوانات قادرند يك حرف ادا كنند اما دو حرف را جز قادر بر تكلم تركيب نتواند كرد . و اداى يك حرف با ارادهء تفهيم معنى نيز تكلم است اما يك حرف ممدود مانند آ و قا تكلم نيست .