فصل سيم در معرفت وقت
بدانكه وقت نماز بامداد از طلوع صبح صادقست و مراد بصبح صادق آنست كه از آنجا كه آفتاب طلوع خواهد كرد روشنى بر عرض افق كشيده شود نه به طول كه آنصبح كاذب باشد و از اول طلوع صبح صادق تا برآمدن آفتاب وقت نماز بامداد است و وقت نماز پيشين از زوال آفتابست يعنى ميل او از وسط السمآء به جانب مغرب و اعتبار آن بسايه توانكرد كه مادام كه سايه در نقصانست پيش از زوالست و چون در زياده افتد وقت نماز پيشين باشد تا آنوقت كه سايه هر چيزى مثل آنچيز گردد و چون از آن اندك زيادت شود وقت نماز ديگر در آيد و اين به مذهب شافعى و احمد و مالكست .
و اما به مذهب ابو حنيفه تا آنوقت كه سايه هر چيزى دو چندان آن چيز شود وقت نماز پيشين باقى باشد و چون سايه هر چيزى دو چندان وى شود اول وقت نماز ديگر باشد و تا وقت فرو رفتن آفتاب وقت جواز نماز ديگر است .
و به مذهب صادق عليه السّلام هر وقت كه از نماز پيشين فارغ شود نماز ديگر توان گذارد و اگر از روز پنج ركعت نماز را وقت مانده باشد نماز پيشين نماز ديگر را بادا توان گذارد . و مذهب مالك نيز همين است
و چون آفتاب فرو رود وقت نماز شام بود .
و پيش شافعى وقت نماز شام آن مقدار است كه كسى بعد از غروب آفتاب وضو بسازد و اذان و اقامت كند و پنج ركعت نماز بگذارد و باقى تا غايب شدن شدن شفق وقت مهمل باشد و شفق آن سرخيست كه بعد از غروب آفتاب از اثر وى بجاى فرو شدن آفتاب باقى ماند .
اما پيش ابو حنيفه آخر نماز شام آنوقت باشد كه شفق فرو رود و شفق پيش او سفيديست كه بعد از آن سرخى باقى ماند در جاى فرو شدن آفتاب و چون شفق غايب شود وقت نماز خفتن در آيد و به اتفاق هر چهار تأخير نماز