فن پنجم در علم فقه كه عبارتست
از معرفت فروع احكام شرعى كه از ادله تفصيلى اكتساب كرده باشند و چون در عقول مقرّر است كه وضع احكام شرعى بناچار بايد از براى فايده بود عايد با خلق چه خالق از آن منزه است ، بحث فقه منحصر شود در دو قسم چه فايده آن يا سعادت اخروى بود يا انتظام امور دنيوى و حفظ آن .
قسم اولرا عبادات و علم آخرت خوانند و قسم دوم را بعضى بسه قسم كنند چه بحث در او يا متعلق بود بحفظ شخص انسانى يا بحفظ نوع او يا به حفظ هر دو .
اولرا معاملات خوانند و دوم را مناكحات و سوم را جنايات .
و چون نيل سعادت ابدى از عبادات صورت بندد آن را مقدم دارند و از عبادات بحث صلوة را تقديم كنند چه اهتمام شارع بدآن بيشتر است و بنابراين هر جا كه بعبادت فرمود صلوة را مقدم داشت :
اقيموا الصلاة و اتو الزكوة .
و رسول ( ص ) فرمود الصلاة عماد الدين فمن اقامها فقد اقام الدين من تركها فقد هدم الدين .
چون نماز موقوفست بر امورى چند ، بحث آن امور مقدم دارند و در اين مقام چون شرح و بسط جميع احكام و اختلافات مجتهدان بحسب مذاهب مختلفه بلكه به مذهبى معين نيز صورت نمىبست و ارادت چنان بود كه فوايد او مر عموم امت و كافه اهل اين ملت را شامل باشد ؛ بر فروض عبادات اكتفا نموده بر وجهى بيان كرده شد كه چون مكلف بر آن وجه بدان قيام نمايد آن عبادات بجميع مذاهب درست باشد و اين معنى بغايت پسنديده افتاد و هر كرا در دين و طاعات اخلاص و يقين در عبادات بود فرايض را كه خلل در آن موجب خطر است جهت احتياط جز بر اين وجه نگذارد و عبادات مندوبه را چون بر زيادت و