تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧

فصل چهارم [ مجمل و مبين ]

در مجمل و مبين . بدان كه اجمال بحسب لغة جمع است چنان كه گويند اجمل الحساب اى جمعه و بحسب اصطلاح چيزيست كه دلالت او متضح نباشد و لفظ نگفتيم تا فعل را نيز فرا گيرد . اجمال در لفظ مجمل يا به نسبت حقايق او باشد و آن را مشترك خوانند همچو ثلثة قروء يا به نسبت به افراد حقيقت واحد هم چون ان اللّه يامركم ان تذبحوا بقرة يا به نسبت با خارج ما وضع له اللفظ و اين وقتى باشد كه حقيقت مراد نباشد يا احد المجازات اقرب بحقيقت يا مقصود يا اشهر نباشد . و مبين آن استكه دلالت او متضح باشد و اتضاح او يا بنفس خود بود بى اضمار و تقدير يا بصفتى هم چو و اللّه بكل شىء عليم يا به غير مانند و اسئل القرية ، و بقرة صفراء فاقع لونها . و مبين شايد كه قول باشد چنان كه ذكر كرده شد و شايد كه فعل باشد و اين مخصوص بود برسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هم چو نماز او كه مبين اقيموا الصلاة شد بواسطهء قول او صلوا كما رايتمونى اصلى و اگر هر دو جمع شوند و موافق باشند مبين سابق بود و دوم تأكيد . و اگر مختلف باشند چنان كه روايت مىكنند كه در قرآن حج و عمره به يك طواف فرموده و او دو طواف كرد اينجا قول بيان باشد و فعل او محمول بود بر ندب يا بر واجبى كه مختص باشد . و خلاف كردند اندر آن كه تأخير بيان از وقت حاجت جايز بود يا نه ، جمهور علما بر آنند كه جايز نباشد چه تكليف ما لا يطاق لازم آيد . اما در تاخير بيان از وقت خطاب خلاف كردند جمهور اشاعره بر آنند كه جايز است مطلقا چه حق تعالى فرمود : فاذا قراناه فاتبع قرانه ثم ان علينا بيانه و ثم از براى تراخيست .