تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
بحقيقت باشد يا به مجاز و حق آن استكه مجاز باشد و الا اشتراك لازم آيد و از اينجا خلاف افتاد در آن كه عام مخصص در باقى حجت باشد يا نه ، هر كه قايلست بدان كه حقيقت است در باقى ، قايلست بدان كه حجتست و اما آنها كه قايل نيستند بحقيقت در باقى خلاف كرده‌اند و مختار آن استكه اگر مخصص معين باشد حجت بود همچو احل اللّه البيع و حرم الربوا و اگر مبهم باشد نه ، همچو احلت لكم بهيمة الانعام الا ما يتلى عليكم . و همچنين خلاف كرده‌اند اندر آن كه استدلال بعام مادام كه مخصصى ظاهر نشود درست باشد يا نه : مذهب بعضى آنست كه طلب مخصص واجب است و پيش از استقصاء در طلب استدلال به دو نتوان كرد و حق آنست كه واجب نيست چه اگر چنين باشد بايد كه حمل لفظ بر حقيقت نتوان كرد الا بعد از استقصاء در طلب مجاز . و مخصص يا متصل باشد و آن چهار است : استثناء همچو اقتلوا المشركين الا اهل الذمه . و شرط همچو اقتلوا اهل الذمه ان اخلوا بشرايطها ، و صفت همچو فتحرير رقبة مؤمنة و غايت همچو ثم اتموا الصيام الى الليل . يا منفصل و آن سه است : عقل همچو اللّه خالق كلشى ، و حس همچو و اوتيت من كلشى و تخصيص كتاب بكتاب و سنت متواتر و اجماع ؛ جايز است پيش اكثر علماء . مثال اول : همچو تخصيص و المطلقات يتربصن بانفسهن ثلثة قروء بقوله تعالى و اولات الاحمال اجلهن ان يضعن حملهن . مثال دوم : همچو تخصيص يوصيكم اللّه فى اولادكم للذكر مثل حظ الانثيين بقوله القاتل لا يرث و اين حديث هر چند متواتر نيست ليكن چون بخبر واحد جايز باشد بخبر متواتر بطريق اولى . و مثال سوم : همچو الذين يرمون المحصنات ثم لم يأتوا باربعة شهداء فاجلدوهم