آنچه عايد با كيفيت آفرينش آسمان و زمين و ملائكه و جن و انس و قصص و امثال و حكم و آداب و شرح و احوال بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب و مقادير استحقاق است حديث كشف وصول و هر آنچه عايد با شرح تكاليف و مصالح معاش ، حديث احكام و فصول
و اهل اصول حديث را بسه وجه قسمت كنند :
اول يا صادق يا كاذب .
دوم يا معلوم الصدق يا معلوم الكذب يا مجهول الحال .
سوم يا متواتر و يا آحاد .
خبر متواتر آنست كه بنفس خود مفيد علم باشد بصدق آن :
و بعضى گفتند آنست كه امت را در آن خلافى نباشد .
و بعضى گفتند در هر طبقه جمعى كه تواطؤ ايشان بر كذب محال بود نقل آن كرده باشند و آنچه متفقاند امت بتواتر آن اين يكحديث است كه البيّنة على المدعى و اليمين على من انكر و در حديث من كذب على متعمدا فليتبوا مقعده من النار با آنكه از رسول صلّى اللّه عليه و آله شصت و دو كس از اصحاب نقل كردند و هيچ حديث كه عشره بدان متفق باشند نيست الا اين و در اينهم خلافست اگر چه بيشتر بر آنند كه متواتر است و حديث انما الاعمال بالنيات ازين قبيل نيست باتفاق چه راوى او در اول عمر است و پس از او علقمه بن وقاص و ازو محمّد بن ابراهيم التيمى و ازو يحيى بن سعيد الانصارى و ازو قريب دويست تن .
و آحاد آنهااند كه بتواتر نرسيده باشد « 1 » و هر چه از اينها كه ناقل او زياده از سه تن باشند آن را مستفيض خوانند و غير آن را غير مستفيض .
هامش
( 1 ) غرض تواتر لفظى است نه معنوى چون متواتر معنى بسيار است .