پس لام تفخيم به دو پيوستند اللّه شد و كعب الاخبار گفت :
كان داود ( ع ) الها الوها يعنى مولعا بمقالة فى كل احواله الهى الهى
و جعفر بن محمّد الصادق عليه السّلام فرمود كه اين نامى است كه حقتعالى از عالم غيب به قول آورد و از قول به قلم و از قلم بلوح و از لوح بوحى و از وحى به پيغمبر رسانيد از براى سكينت و وقار دل دوستان خود .
و رحمن و رحيم و راحم از رحمت مشتقاند همچه سلمان و سليم و سالم و ندمان و نديم و نادم .
و اما رحمن ابلغست از رحيم چه رحمن بر سبيل لزوم و دوام بود تا به حدى رسد كه هم چو طبيعى شود هم چو عطفان و غضبان .
و رحيم ابلغ است از راحم و رحيم نعتى است كه لازم منعوت بود بخلاف راحم و رحمت در اصل لغة رقت قلبست و تعطف و اما در اينجا عبارتست از ترك عقوبت عاصيان :
و بعضى گفتند ارادت خير است به بندگان .
و بعضى گفتند رحمن عام است از جهت معنى زيرا كه مراد به رحمن رازق است مر كافه بندگان را در دنيا و خاص است از جهت لفظ چه اين لفظ را بر غير حقتعالى اطلاق نكرده الا نادرا و رحيم خاص است از جهت معنى زيرا كه مراد به رحيم آنست كه او در روز قيامت مؤمنان را بيامرزد خاصة و عام است از جهة لفظ چه او را بر غير حق نيز اطلاق كنند .
و از اينجا گفتهاند يا رحمن الدنيا و رحيم الاخرة نقل است از رسول كه پرسيدند كه معنى بسم اللّه الرحمن الرحيم چيست فرمود :
الله معبود يعافى عن كل داء و يعين على كل دواء الرحمن عفو لكل من آمن و الرحيم لمن تاب و آمن و عمل صالحا . .
و از ابن عباس نقلست :
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 384
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٣٨٤