و اما مذهب اول اصحست زيرا كه جمع او بر اسامى كنند و تصغير بر سمى و فعل ازو سمّى است و هر لفظى را كه بمعنى مخصوص كنند آن لفظ را اسم آنمعنى خوانند زيرا كه ارتفاع و شهرت آنمعنى بدان لفظ حاصل شود و چون خواهند از آن تعبير كنند بدون آنلفظ صورت نبندد . و با درو حرف جرّ است و او را ناچار بود از متعلقى و آن يا اسم تواند بود يا فعل ماضى بود يا مضارع يا امر و هر يكى ازين يا متقدم بود يا متأخر و تأخير متعلق افصحست چنان كه جاى ديگر فرمود :
بسم اللّه مجريها و مرسيها زيرا كه وجود حق سابقست بر وجود غير و سابق بذات بايد سابق باشد در ذكر و نيز تقديم در ذكر ابلغست در تعظيم .
اگر گويند در اقرء باسم ربك چرا تأخير نكرد .
گوئيم بنابر آنكه آنكه آنجا مطلوب قرائت بود بخلاف اينجا كه ذكر نام حق و ابتداء عمل مطلوبست .
يا خود گوئيم بنابر آنكه چون اول سوره ايست كه نازل شد امر به قرائت اهم بود و خلاف كردند اندر آنكه اضمار فعل اوليست يا اضمار اسم .
بعضى گفتند اضمار فعل اولى است چه حرف جر مقتضى فعلست و تقدير چنين باشد كه بسم اللّه اقرأ و انلوا .
و اگر كسى در وقت اكل گويد بسم اللّه تقدير چنين باشد كه بسم اللّه آكل و اگر در وقت نوشتن گويد تقدير چنين باشد كه بسم اللّه اكتب .
و همچنين به نسبت با ساير امور و از اينجا معلوم شود كه غرض از حذف فعل چه بود .
و بعضى گفتند اضمار اسم اوليست چه هر وقت كه گويند بسم اللّه ابتداء كلشي اخبار بود از آنكه ذات بارى تعالى مبدء جميع حوادثست . و در تغليظ و تفخيم لام و ترقيق او خلاف كردهاند .
جمعى بر آنند كه در بسم اللّه و الحمد للّه انتقال از كسره بلام مفخمه ثقيل
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 381
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٣٨١