و لئن سالتهم من خلقهم ليقولن الله
اما رحمن و رحيم بر او اطلاق نميكردند و گروهى ديگر يهود كه ايشان بر او رحمن اطلاق ميكردند .
گروهى نصارى كه ايشان بر او رحيم اطلاق ميكردند پس بارى عز شانه ابتدا بدين سه نام فرمود تا هر سه طايفه مخاطب شوند .
و بعضى ديگر گفتند بنده را سه چيز است دل و نفس و روح .
دل طالب معرفت و ايمانست و نفس طالب رزق و احسان و روح طالب عفو و غفران پس ايزد تعالى از كمال عنايت به بندگان اين سه لفظ را بذكر تخصيص فرمود تا مطلوب هر سه حاصل شود .
و بعضى ديگر گفتند بنده را سه حالتست حالتى كه گذشته است و حالتى كه در آنست و حالتى كه خاتمه كار است و به نسبت با حالت گذشته احتياج او بايجاد است و در حالتى كه در آنست احتياج او بر رزق و احسان و در خاتمه احتياج او بعفو و غفران . پس اين الفاظ بذكر تخصيص فرمود يعنى او ذاتيست كه در اول تو را ايجاد كرد و آن بخشاينده نعم بىپايان در حال حيات جهت تو مهيا گردانيد و آن آمرزنده كه از كمال عفو و كرم روز قيامت از معصيت تو تجاوز كند .
و در خبر آمده است كه خداى عز و جل را سه هزار نام است هزار نام را بجز ملائكه كسى ديگر ندانست و هزار ديگر را بجز انبيا كسى ديگر ندانست و نهصد در جميع كتب منزله غير قرآن مودع است و نود و نه در قرآن و يكى را حقتعالى جهت خود اختيار فرمود و هيچكس آن را ندانست و معنى و سر اين سه هزار نام درين سه كلمه مندرجست و هر كه اين سه كلمه را از روى اخلاص بگويد هم چنان باشد كه حق را بسه هزار نام خوانده باشد .
و مفسران خلاف كردند اندر آن كه بسم اللّه الرحمن الرحيم آيتيست از هر سوره يا نه مذهب ابن كثير و عاصم و كسائى و شيعه آنست كه در هر سوره آيتست و تمسك ايشان روايت سعيد بن جبير استكه گفت :
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 386
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٣٨٦