تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
كان النبى لا يعلم انقضا السوره حتى ينزل بسم الله الرحمن الرحيم و از ابن عباس همين روايتست و پيش شافعى در اول فاتحه آيتست لا غير و و پيش مجاهد آنست كه منزل باشد تا فاصله باشد ميان سورتها و پيش قراء مدينه و بصره و شام و مالك و ابو حنيفه و احمد حنبل آنست كه در اوايل سوره نه آيتست و نه بعضى از آيه بلكه ذكريست كه به جهت تبرك و تيمن ابتدا به دو كنند . اما در سورة نمل بعض از آيتى است و تمسك ايشان به دو وجه است : اول آنكه از ابن مسعود روايتست كه گفت در اول چون قرآن مىنوشتيم ابتدا بدين لفظ ميكرديم كه باسمك اللهم . چون اين آيه نازل شد كه بسم اللّه مجريها و مرسيها مىنوشتيم كه بسم اللّه و چون اين آيه نازل شد كه قل ادعو اللّه او ادعو الرحمن أيا ما تدعوا مىنوشتيم بسم اللّه الرحمن و چون اين آيه نازل شد كه انه من سليمان و انه بسم اللّه الرحمن الرحيم اين آيه را مىنوشتيم و اين قاعده مستمر شد . دويم آنكه اگر آيت تمام بودى جنب و حايض را خواندن جايز نبودى همچو شهادتين كه هر دو را در قرآن جهت آن جمع نكرد تا آيتى نشود و از گفتن آن در بعضى اوقات مردم ممنوع نباشند . و حمد در لغت به معنى حمد و ثنا و شكر و رضا آمده است اما بمعنى مدح چنان كه شاعر گفت :
لا تحمدنّ امرء حتّى تجرّبه * و لا تذمّنّه من غير تجريب
و اما بمعنى شكر : چنان كه حمدت فلانا على معروفه و اما به معنى رضا چنان كه ركبت الدابة فحمدت سيرها اي رضيت و قوله تعالى عسى ان يبعثك ربك مقاما محمود اى مرضيا . پس حمد ستايش و ثناست در مقابله نعمت و غير آن و شكر سپاس و ستايش
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 387 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي