و بعضى گفتند تعوذ تبعد و توحش است از كسى كه مبعد و رانده حضرت عزتست .
و بعضى ديگر گفتند تعوذ از براى تبرى و تجانب است از حول و قوت غير حقتعالى .
و اعوذ باللّه گفت دون بالرب يا بالرحمن يا غير آن چه اللّه اسم ذاتيست مشتمل بر جميع صفات الوهيت چنان كه ياد كرده شود و باللّه اعوذ نگفت با آنكه مفيد حصر است كه در استعاذه اعتراف بعجز نفس خود مقدم باشد و شيطان نام هر چيزيست كه بباطل خلق را وسوسه كند .
گفتهاند نام هر چيزيست كه از رحمت حق دور باشد .
و بعضى گفتهاند كه نام هر چيزيست كه به معصيت امر حق تعالى هلاك شده باشد .
و بعضى گفتند شياطين اجسامىاند هوائى كه قادر باشند بر تشكل باشكال مختلفه و ايشان را عقل و فهم و قدرت بر افعال شاقه هست
و بعضى ديگر گفتند ايشان از جواهر مجردهاند و جواهر مجرده پيش ايشان بانواعاند .
بعضى آنكه عالماند و قادر بر تدبير اجسام بىتعلقى بدان و از ملائكه مقربيناند .
و بعضى آنكه متعلقند بتدبير اجسام و اينها باز اصنافند .
بعضى حمله عرشند كه آن فلك اعظم است .
و بعضى ملائكه كروبى كه آنفلك ثامنست و همچنين هر فلكى را .
و بعض آنها متعلقند بكره اثير و بعضى به هوا و بعضى به آب و بعضى به جبال و بعضى ارواح سفلىاند متصرف در اجسام نباتى و حيوانى و ازين نوع آنها كه خيّر و صالح باشد ايشان را جن خوانند و آنها شرير و فاسق باشند شيطان .
و گروهى ديگر گفتند نفوس ناطقه را بعد از مفارقت از بدن نوعى از تعلق
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 374
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٣٧٤