كمتر باشد و بعقل و نقل نزديكتر و بعد از آن اشارت بمعانى محتمله و تأويلات مرجوحه . ششم بيان سبب نزول آيات . هفتم بيان وجوه اعراب و تقديراتى كه فهم معنى بدان محتاج بود بابيات و استعمالات عرب . هشتم ايراد احاديث و امثال و حكم كه بحسب معنى مناسب آنمقام باشد جهة تحقيق مقصود و توضيح مطلوب . نهم بيان آن تراكيب و لطايف و مناسباتيكه بحسب علم معانى و بيان و بديع دست دهد . دهم بيان وقوف از تامه و حسنه و غير آن . يازدهم ذكر قرائت معتبره و شاذه و حسن و قبح آن دوازدهم بيان آنكه آن آيه محكم است يا متشابه ، ناسخ است يا منسوخ ، يا از قبيل آنكه احتمال نسخ ندارد همچو معارف و حكم و قصص و آداب و شيم و غير آن . سيزدهم استخراج دقايق و بدايعيكه متضمن وفور نعمت و دقت حكمت باريتعالى و تقدّس باشد . چهاردهم اشارت بمسائلى كه از آن آيه صريحا يا ضمنا استنباط صورت بندد اگر از اصول دين باشد و اگر از فروع آن . پانزدهم آنكه اگر آيه اشاره بود بقصه يا موعظتى يا غير آن همچو آداب و شيم و امثال و حكم . بعد از اداى آن بوجه احسن فايده ايراد آن در آنمقام بيان كند . شانزدهم آنكه در تأويلانى كه خارج از قانون عربيّت و قواعد شريعت باشد چنان كه گويد : بسم اللّه اي الانسان الكبير و امثال آن اجتناب نمايد .
هفدهم آنكه بنابر مذهب و اعتقاد و عصبيت و عناد از شواهد عقلى انحراف ننمايد و تا ممكن باشد تفسير آياتيكه به حسب ظاهر ميان معانى آن مخالفت نمايد
هم چو لا تدركه الابصار و هو يدرك الابصار و وجوه يومئذ ناضرة الى ربها ناظرة و همچو و اللّه خلقكم و ما تعملون و كل نفس بما كسب رهين و غير آن ، بوجهى كنند كه خلاف مرتفع باشد چه حقتعالى فرمود :
لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
و آنچه گويند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود اختلاف امتى رحمة صحتى ندارد .
هيجدهم آنكه وجه اعجاز آن آيت بيان كند چه پيش اكثر علماء اعجاز نسبت به هر آيتى حاصل است چنان كه ياد كرده شد .