شانزدهم نور . و اتبعوا النور الذي .
هفدهم حق . قل الحق من ربّكم .
هيجدهم مبين . ذكر و قرآن مبين .
نوزدهم مهيمن . و مهيمنا عليه . بيستم مجيد . و القرآن المجيد
بيست و يكم كريم . إنه لقرآن كريم .
بيست و دويم عظيم . سبعا من المثاني و القرآن العظيم .
بيست و سيم حكيم . يس و القرآن الحكيم .
بيست و چهارم عزيز . و إنه لكتاب عزيز .
بيست و پنجم علىّ . لعليّ حكيم . بيست و ششم . امام في امام مبين .
بيست و هفتم محدث . ما يأتهم من ذكر من الرحمن محدث .
بيست و هشتم و بيست و نهم متشابه و مثاني . كتابا متشابها مثاني .
سىام عجب قالوا سمعنا قرآنا عجبا .
سى و يكم و سى و دويم بشير و نذير . بشيرا و نذيرا فاعرض عن هذا .
فايده چهارم در فرق ميان تفسير و تأويل
و در اينجا اختلاف بسيار است جمعى گفتند تفسير كشف ظاهر قرآن است و تأويل كشف باطن آن و بعضى ديگر گفتند تفسير آنست كه بروايت تعلق داشته باشد و تاويل آنكه بدرايت مثلا اگر پرسند كه نفى ريب از قرآن باكثرت مرتابين از اهل كتاب و مشركين و غيرهم چگونه درست آيد گوئى مراد آنست كه چون بحقيقت در او تامل كنند بدانند كه ريب از او منتفى است اين تاويل باشد .
و گروهى گفتند تفسير محكماترا باشد و تاويل متشابهاترا و بعضى ديگر گفتند هرچه ادراك بشر در معانى و حقايق آن رسد آن را تفسير خوانند و هر چه نرسد تاويل .