تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
بيان كنيم : اوّل - جهة تحقيق اعطا كلام را مصدر به إنّ گردانيد . دوم - لفظ اعطاء كه محتمل تفضل و جزا بود ايراد كرد . سيّم - اسناد فعل بضمير خود كرد تا افادت غايت عنايت كند . چهارم - تقوى مسند إليه بواسطه اسناد فعل به دو . پنجم - آنكه بلفظ ماضى گفت تا مفيد جزم باشد نه موهم وعده . ششم - آنكه خود را بلفظ جمع ياد كرد جهة اظهار قدرت و تعظيم عطيّت . هفتم - آنكه اياك اعطينا نگفت تا افاده تخصيص كند جهة آنكه ذكر عطا اهم بود . هشتم - آنكه عطيه را باسم جنس ياد نكرد بلكه باسم صفت كه آن كوثر است ياد كرد تا محتمل همه انواع باشد . نهم - آنكه بالف و لام محلى گردانيد تا افادت حقيقت كند . دهم - آنكه امر را مصدر بفا گردانيد تنبيه بدانكه شكر و طاعت منعم از براى اداى حقوق نعمت واجبست . يازدهم - آنكه ذكر ربّ به دو مقرون گردانيد ، تنبيه بر آنكه طاعت و عبادت بايد خالصا للّه بود . دوازدهم - آنكه نگفت لنا بلكه التفات فرمود از متكلم بخطاب جهة تفنن در كلام و تحقيق ما يوجب به العبادة و الإكرام . سيزدهم - آنكه صلوة و نحر را بذكر تخصيص فرمود جهة آنكه يكى كاملترين عبادات بدنى بود و ديگرى بهترين عبادات مالى . چهاردهم - آنكه تقديم صلوة كرد تنبيه بر آن كه مقدم‌ترين عباداتست . پانزدهم - آنكه چون اصناف الطاف بشارت در حق او فرمود انواع مذلت و خسارت در حق دشمن او اثبات كرد . شانزدهم - آنكه جهة تحقيق خزى و مذلت دشمن مصدر به إنّ گردانيد .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 367 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي