تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
ادركوا هذه الامة قبل ان يختلفوا كما اختلف اليهود و النصارى . عثمان صحابه را جمع كرد و مصاحف ايشانرا طلب داشت و زيد بن ثابترا كه دو بار قرآن بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله خوانده بود و عبد اللّه بن زبير و سعيد بن العاص و و عبد الرحمن بن الحارث را بنشاند و بفرمود تا از مصحفى كه پيش حفصه بود و بيشتر از صحابه بدان اتفاق ميكردند مصاحف بنوشتند و در هر طرفى از آن نسخه بفرستاد و بقيه مصاحف را جمع كرده بسوزانيد . و در روايت اهلبيت چنانستكه عثمان مصحف فاطمه كه به اشاره پيغمبر مرتب شده بود از على عليه السّلام طلب داشت و جميع مصاحف را با آن مقابله كرد « 1 »

فايدهء دويم در بيان اعجاز قرآن .

خلاف كرده‌اند علما اندر آن كه اعجاز او از چه جهت است : مذهب طايفهء آنست كه حقتعالى قرآن را همچو ساير كتب از براى بيان احكام فرو فرستاد نه از براى فصاحت و اعجاز و عجز عرب از معارضهء قرآن از آن بود كه حق تعالى علم و قدرت ايشان را در آنوقت از معارضهء آن سلب كرده بود و فساد اينمذهب ظاهر است چه اگر اينچنين بودى بايستى تعجب ايشان از تعذر معارضه قرآن بودى نه از فصاحت آن و مشهور خلاف اينست و نيز بايستى كه سخن ايشان پيش از تحدى نزديك بودى بفصاحت قرآن يا بعد از آن كسى را قدرت بودى بر آن . و جمعى ديگر گفتند اعجاز به دو از آن جهت است كه اسلوب او مخالف اساليب اشعار و خطب و رسايلست و فساد اينقول هم ظاهر است چه اگر چنين بودى بايستى هر كه اسلوب غريب اظهار كردى صاحب معجزه بودى . و پيش بعضى آنست كه اعجاز به دو از آن جهتست كه بعضى ازو مناقض و مخالف بعضى ديگر نيست و اينهم فاسد است .
هامش
( 1 ) علامه حلى در كتاب تذكرة الفقهاء در احكام قرائت گويد كه اين مصحف كه عثمان نوشت و به اطراف فرستاد همان مصحف على عليه السلام است كه صحابه بر آن اتفاق كرده‌اند .