تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
آن و نيز شايد كه آن سؤال در مبادى نبوت بوده باشد يا همچو قول ابراهيم بود كه گفت هذا ربى و نيز چرا نشايد كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ببعضى اوصاف خفيه حقتعالى عالم نباشد تا وقتى كه حقتعالى او را اعلام كند . دوم قوله تعالى وجوه يومئذ ناضرة الى ربها ناظرة چه اين آيه صريح دالست بر رؤيت حق و اين ضعيف است نيز چه شايد كه الى مفرد آلاء بود بمعنى نعمتها اى نعمت ربها ناظرة يا مضاف محذوف باشد اى الى نعمة ربها ناظرة و بر تقدير تسليم شايد كه نظر كنند و نه بينند چنان كه اعراب گويند نظرت الى الهلال و لم اره و بر تقدير تسليم شايد كه نظر بر او بر آنوجه باشد كه در آخر تحقيق خواهيم كرد سيم قوله تعالى كلا انهم عن ربهم يومئذ لمحجوبون يعنى كفار روز قيامت محجوب باشند از حقتعالى پس بايد كه مؤمنان محجوب نباشند و ضعف اينهم ظاهر است چه معنى اين است كه كفار از رحمت و احسان حقتعالى ممنوع باشند حجت طايفهء سيم عقلست و نقل اما عقل آنست كه ديدن چيزى بيمقابله و انطباع محال بود و هر چه مقابل و منطبع شود در جهتى و مكانى بود و جهة و مكان بر خداى تعالى محال پس ديدن او محال بود و اما نقل قوله تعالى لا تدركه الابصار و هو يدرك الابصار در مقام تعظيم و مدح و قوله تعالى لن ترانى و لن پيش اهل لغة از براى نفى ابد است و قوله تعالى ما كان لبشر ان يكلمه الله الا و حيا او من وراء حجاب و درين وجوه هم مناقشات بسيار است و حق آنست كه گوئيم اگر مراد بديدن حقتعالى آنست كه روز قيامت مؤمنان را كشف تام حاصل شود چنان كه ظنون مرتفع گردد و حقتعالى همچو مشاهد گردد در اين نزاع نيست چه روز قيامت همه معارف بسبب رفع حجاب همچو مشاهدات گردد و اگر مراد ايشان نظر است با ذات او اين سخن به نظر عقل پسنديده نيست