تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١

مسئلهء دوازدهم [ حقتعالى قادر است ]

در آنكه حقتعالى قادر است بدانكه تمام ارباب ملل متفقند در آنكه حق تعالى و تقدس قادر است يعنى فاعل به اختيار اگر خواهد فعل كند و اگر خواهد ترك كند بحسب دواعى مختلفه و مذهب فلاسفه آنست كه او موجبست بالذات و تأثير او همچو تأثير آتش است در تسخين « 1 » و دليل بر صحت مذهب اول آنست كه اگر ايجاد عالم از حقتعالى بر سبيل ايجاب بود ايجاد او مر عالم را اگر موقوف به شرطى نبوده باشد يا اگر موقوف بود و آن شرط قديم باشد پس حدوث واجب يا قدم عالم لازم آيد و اين هر دو محال است اما اول بنابر آنكه پيش ازين ياد كرديم كه واجب مبدأ ممكنات و صانع مكونات است و وجود او از ديگرى نتواند بودن و هيچ چيز برو سابق نيست و هر چه چنين بود حادث نباشد و اما دوم بنا بر آنكه در مسئلهء حدوث عالم ياد كرده شود . و اگر موقوف بر شرطى حادث بوده باشد نقل سخن كنيم با تاثير او در آنشرط و تسلسل لازم آيد . و قويترين دليل فلاسفه در اينمقام آنست كه تأثير حقتعالى در اثر اگر لذاته باشد يا بواسطهء صفت قديمه ، دوام مؤثريت او واجب بود بوجوب دوام الذات او الصفة القديمة و چون دوام مؤثريت او واجب باشد او موجب بود و اگر بواسطه صفت حادثه باشد نقل سخن كنيم با تأثير او در آنشرط و تسلسل لازم آيد و جواب آنست كه دوام اثر بنا بر دوام صفت قديمه در موجب واجب باشد نه در مختار
هامش
( 1 ) البته اين تشبيه و بيان مذهب همه فلاسفه نيست و بسيارى از آنان خداى تعالى را فاعل مختار دانند يعنى اگر خواهد بكند و اگر نخواهد نكند اما نخواهد كه نكند چنان كه معصوم اگر خواهد معصيت تواند كرد لكن نخواهد و وجوب عصمت منافى اختيار نيست .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 341 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي