تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
مشتركند و چون چنين باشد ، هيچ چيزى از ممكنات موجود نشود چه اگر موجود شود مؤثر در او اگر احدى باشد دون ديگرى ترجيح بلا مرجح لازم آيد و اگر هر يكى مؤثر باشند اجتماع مؤثرين تامين بر اثر واحد لازم آيد و اين محال است چه وجوب وقوع او باحدى منع استناد او كند به ديگرى . پس اگر مستند باشد بهر دو منقطع شود از هر دو و لازم آيد كه موجود نشود و اثبات اينمطلوب بادله نقلى هم جايز بود . كقوله تعالى : لا إله الا هو و قوله ليس كمثله شىء و قوله لو كان فيهما الهة الا الله لفسدتا و قوله قل هو الله احد و غير اين . و مشركان چند طايفه‌اند : ثنويه كه بعضى از ايشان قائلند بنور و ظلمت و بعضى ديگر كه از مجوسند به يزدان و اهريمن . دوم وثنيه كه بت پرستانند . سيم نصارى و شرح و بسط ترهات ايشان در علم مقالات اهل عالم ياد كرده شود انشاء اللّه تعالى .

مسئله چهارم [ ذات حقتعالى مخالف ساير ذوات است ]

اندر آنكه ذات حقتعالى مخالف ساير ذوات است و علماء را در اينمسئله خلاف است جمعى از مشايخ اصول بر آنند كه ذوات متساويند در حقيقت و امتياز بعضى از بعضى بصفاتست همچو امتياز ذات باريتعالى از ساير ذوات بوجوب و قدرت تامه و علم تام كه از اينجهت بالهيه مخصوص شده و دليل ايشان آن است كه قسمت ذات به واجب و ممكن صحيح است و مورد قسمت بايد كه مشترك باشد ميان اقسام » و جواب آنست كه اگر اين دليل دلالت بر مساوات كند لازم آيد كه صفات نيز من حيث هى متساوى باشند و تمايز ايشان بصفاتي ديگر تواند بود و تسلسل لازم آيد . و حق آنست كه ذات حقتعالى بحقيقت مخالف ساير ذواتست چه اگر ذات