تخفيف آنكه وضع كنند بر استمرار مسامحه آنچه يكسال وضع كنند محتبس آنچه از ادرار در توقف دارند مجرى آنچه محسوب دارند و رانده باشند ، معفى و مسلم آنچه ببخشد ، مسترد آنچه بازگردانند .
مستدرك آنچه باز ماند از مزروعات .
سقط ، آنچه از قلم بيندازند .
عجز ، مالى كه تحصيل آن متعذر باشد .
مطالبه بازخواست بطريق عنف .
متادى آنچه از خراج داده باشد .
مقاصه آنچه به چيزى باز رانند .
مقاطعه ضمان ولايت
نقل آنچه از جائى به جائى برند .
انتقال آنچه از تصرفى بتصرفى ديگر رود .
تصريف ، زر به نقره باز گردانيدن .
تحويل حواله كردن
تخريع ديرس ؟ ؟ ؟ شتران ( كذا ) .
تطليه اندود كردن ايشان و اكثر مصطلحات ايشان چون بر معنى لغوى باقيست در ذكر آن زياده فايده نيست و اللّه اعلم بالصواب و صلى اللّه على محمد و آله .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 328
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٣٢٨