ميكردند تا بدين مرتبه رسيد و ازين تقرير وجه تخصيص او باسم استيفا روشن گردد و ما آنچه خلاصه اين شيوه است در ده فصل ايراد كنيم انشاء اللّه تعالى .
فصل اول [ مقدمات ]
در مقدمات آن : بدانكه صناعت سياقت فنى گزيده و قسمتى پسنديده است و پيوسته تدبير ملك و ضبط ممالك به دو باز بسته و همواره ارباب قلم در حضرت سلاطين موقر و محترم و بر ساير اركان و خدم مقدم و كفاك شاهدا ما قيل فيما تقدم
صلاح العباد و رشد الامم * و أمن البرّية من كلّ همّ
بشيئين ما لهما ثالث * بمدّ الحسام و رأس القلم
و بعضى حكما قلم را بهشت وجه بر تيغ رجحان دادهاند
اول - آنكه قلم بنا بر فرموده اول ما خلق اللّه القلم مبدء ظهور امر است و تيغ مبدء نفاذ آن .
دوم - آنكه ايزد تعالى و تقدس در محكم تنزيل خود بد آن قسم فرمود :
في قوله تعالى ن و القلم و ما يسطرون .
سيم - آنكه قلم مظهر لطف است و تيغ مظهر قهر .
چهارم - آنكه نفع قلم دوست و دشمن و قريب و بعيد را شامل بود و تيغ جز از براى دفع دشمن نشايد .
پنجم - آنكه اصحاب قلم بنا بر آنكه در حريم حرم و علّم بالقلم قدم زنند در معارف و حكم علم شوند و اصحاب تيغ به حكم ان الملوك اذا دخلوا قرية افسدوها بهر طرف كه روند از ظلم و ستم خالى نباشند .
ششم - آنكه اصحاب تيغ بوقت كار جز محربت و گير و دار ندانند و اهل قلم بيك تدبير هزار فتنه و تشوير فرو نشانند .