تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
و ديگرى آهوئى و سيم خر گورى ، و صاحب خر گوش و صاحب آهو بصيد خود شادى ميكردند صاحب خر گور گفت كل الصيد في جوف الفرا اين مثل را وقتى گويند كه يكتن را بر اكفا و اقران تفضيل نهند . ب - كلّ شاة برجلها ستناط . ج - كبر عمرو عن الطّوق . اين مثل خزيمة بن الابرش زده است در وقتى كه خواهر او از براى پسر خود عمرو طوقى فرمود و عمرو غايب شد چنان كه گفتند ديوانش بردند بعد از مدتى چون بيامد بزرگشده بوه خزيمه اين كلمه بگفت . د - كلّ كلب ببابه لبّاح . و عجم گويند هر سك به در خانه خود هست دلير ه - أكسى من بصلة . در باب كسى گويند كه لباس بسيار پوشيده باشد . و - كلّ ذات ذيل تختال . ز - كلّ إناء يترشّح بما فيه . از كوزه همان برون تراود كه در اوست . ح - كما تدين تدان . يعنى چنان كه تو جزا دهي ترا جزا دهند من دانه دينا اى جازاه و الدين هو الجزاء و المكافات و عجم گويند هر آنچه كارى بد روى . ط - كان كراعا فصار ذراعا . اين مثل آنجا گويند كه كسى ذليل و حقير بوده باشد و بعد از آن جليل و خطير گردد .