تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
ح - إفتح صررك تعلم عجرك . اين مثل آنجا گويند كه كسى عيب مردمان بشمرد و عيب خود را نبيند او را گويند كيسهاى خود را بگشا تا سيم نبهره و نقد ناسره خويش را ببينى و مراد بعجر عيوبست . ط - في سعة الأخلاق كنوز الارزاق . ى - في شمّك الورد شغل عن مذاقه . يا - فرّ من القطر و قعد تحت الميزاب . يب - فرّ أخزاه اللّه خير من قتل رحمه اللّه . « 1 »

فصل بيست و دوم [ امثالى كه با حرف قاف شروع مىشود ]

در آنچه اول او قاف باشد مشتمل بر ده مثل : آ - قبل البكا قد كان وجهك عابسا . اين مثل آنجا گويند كه كسى چيزى به كسى ندهد و عذر آورد كه دست تنگم ، او را گويند كه در وقت فراخ دستى نيز هم ديديم . ب - قد بيّن الصّبح لذي عينين . بيّن اينجا بمعنى تبين است اين مثل آنجا گويند كه اسباب شبهت و داعى ريبت از امرى برخيزد . ج - قبل الرّمى يراش السّهم . اين مثل وقتى گويند كه كسى را بر ساختن آلت و آماده كردن عدت پيش از وقوع واقعه تحريص كنند .
هامش
( 1 ) يعنى از جنگ بگريزى و زنده مانى و دشنام شنوى به از آنكه كشته شوى و بشهادت ترا ستايش كنند